آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
زن روزهای ابری می نویسد
با ایسنا تماس بگیرید
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (24)
مادرانه (12)
مرگ (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (22)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (57)
دور سوم چرخه (47)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« تقويم تاريخ | صفحه اصلی | سکسکه »


جمعه 7 فروردین 1383
بازی


نشسته ای آن بيرون ، نرم و راحت و ...يک کلام ...که هر از چندی به بيرون پرتاب می شود خيلی آرام حرف را می زنی و می نشينی به تماشا مثل اينکه سنگ ريزه ای را به سطح آب پرتاب کنی و به تماشای قطرات آب که به هوا می جهند بنشينی ...خيلی آرام ...فقط سنگت را انداخته ای و حالا به تماشای من نشستی که چطور قطره ها در وجودم بالا و پايين می روند ...رقص خون بر دريچهء دل ...لذت دارد ؟
فقط می دانی اشکال کار کجاست ؟ گاهی اين بازی خراب می شود و آن هنگامی ست که سنگ پلّه پلّه روی سطح آب راه نرود و يکباره به عمق آب رود ...سوراخ می کند و پايين می رود ...آنوقت است که نه رقص قطره می بينی و نه هياهوی آب و سنگ ...

لیلا | 05:51 PM | تو هم بگو و برو (996)