
اگر تمامی اين حجم مفلوک را بالا بياورم ، جايی باز نخواهد شد برای گنجاندن امروز ...
اگر « تمامی الفاظ جهان را در اختيار داشتيم ، آن نمی گفتيم که به کار آيد » ...
اگر تمامی آنچه را می بايد ؛ می گفتم ، آن نبود که تو می خواستی ! راستی تو چه می خواستی ؟...
اگر تمامی صداقت خود را نزد من آوری ، هرگز اين شک را جبرانی نيست ...
اگر تمامی يقين دنيا جمع شود ، اين ترديد گذشته را پر نمی کند ...
اگر تمامی آنچه را در دل دارم اينجا نهم ، از بوی لجن آميخته با تکرار خفه خواهيد شد ...
اگر تمامی ادب و غرور فرو خورده ام را باز پس دهم ، می گويم که اينجا از اول هم قرار بود عاقلانه باشد نه عاشقانه ! ...
اگر تمامی روزهای زندگی ام را شمارش کنم ، می بينم که ارزشش را ندارد اينهمه ادب به خرج دهم ...
حيف که ندارم وگرنه می گفتم به فلانم که از اين پس بر سر هر دلی چه خواهد آمد ! من که دل نيستم . من عقل ام ! راستی چه شد که آخر داستان اينهمه تلخ شد ؟