از کسی نمی پرسند چه هنگام می تواند خدا نگهدار بگويد
از عادات انسانيش نمی پرسند
از خويشتنش نمی پرسند
زمانی
به ناگاه
بايد با آن رو در روی در آيد
تاب آرد
بپذيرد
وداع را
درد مرگ را
فرو ريختن را
تا ديگر بار
بتواند که بر خيزد
( مارگوت بيکل )
فرو ريختگيت را تاب بياور و بنشين به انتظار ديگر بار !...........و تو ! بيا تا برايت بگويم ..... نه ! نه ! حتی اگر بيايی هم نمی توانم بگويم که چه اندازه تنهايی من بزرگ است . تو برو خود را باش !