آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« ويگن رفت ! | صفحه اصلی |   هرگز اين نمی رود »


سه شنبه 13 آبان 1382
من نه منم ، نه من منم !

ما را نمی توان يافت ، بيرون از اين دو عبرت


يا ناقص الکــــــماليم ، يا کامل القـــــصوريم


تو آدم اين روزمرگيها نيستی ! کسالت ، خستگی ، آدم های بی مقدار کم ارزش که فقط انرژی را می خورند ! تو آدم جمع اينها نبودی ! بلندتر بپّر دختر ! بلند ! بالای سر همهء اين کوته پروازها ؛ پرواز که نه : خزيدن ها ! بالا نه برای اينکه به چشم آيی ؛ برای اينکه زير دست و پای بی مايگان نمانی ! می توانی همرنگ « بالا » شوی تا حتی به چشم هم نيايی ! می توانم ؟ می توانی ! بی بال پريدن چه ؟ ...تو بال داری نمی بينيشان ؟ نه ! نه می بينم ! نه حس می کنم ! بی حس شدم . حتی مدتهاست درد هم ندارم : يک کرختی مزمن که هميشه همراه است ، پا روی پا بينداز ، پشت ميز بنشين و همان کارهايی را بکن که هر احمقی می تواند بکند همان روزمرگی ! همان خزندگی ! سادهء ساده بين ساده فهم ساده انگار ! نه نکن ! ببين چقدر کثيف شدی ! لباسهايت را نگاه کن ! لباسهايم ؟ پاک فراموششان کرده بودم ! فکر می کردم عريانی بهتر است ....نه نه اشتباه نکن ! عريانی فقط در سرزمين بی لباسان خوب است ، نه در اينجا که همه تا بالای گردن پوشيده اند ! نه اينجا که حتی برای چشمهايشان نيز لباس دوخته اند ! اينجا سرزمين پارچه های کثيف است ، اين مردمان عورت نمی پوشانند ، اينها عورت بيرون می گذارند و صورت می پوشانند !

لیلا | 07:03 PM | نظرات (5)