امروز رفته بودم شهر کتاب ... موقع بيرون اومدن پای صندوق بودم که گفتگوی جالبی توجهم رو به خودش جلب کرد ! دو خانم مسن و يک آقای جوان نسبتا ۳۰ ساله از فروشنده کمک می خواستند ، آقاهه گفت ببخشيد ما می خواهيم يک شاعر خوب بخريم ! آقای فروشنده بدون کوچکترين تعجبی فرمودن : کتاب شعر می خواين ؟ و ايشون تاييد کردن ! بعد آقای خريدار پرسيدن که کدومشون از همه قديمی تره ؟ و آقای فروشنده گفتن : « شاهنامهء فردوسی » ! آقای جوان سوال کردن : يعنی از کوروش هم قديمی تره ؟ ( من نمی دونم کوروش اين وسط چی کاره بود ؟ ) خلاصه فروشنده گفت که شاهنامه از همه قديمی تره ! آقا يه کم راجع به مولوی پرسيد و بعد هم حافظ . جناب مولانا که زياد چنگی به دلشون نزد! بعد آقای فروشنده رباعيات خيام رو به ايشون نشون دادن و گفتن که خيام فيلسوف و شاعر بوده ! آقای جوان با بی ميلی نگاهی به کتاب انداخت و گفت : نه مرسی کوچيکه ! بعد دوباره شاهنامه رو برداشت و ورق زد تصاوير توشو نشون يکی از خانمها داد و پرسيد : مينياتوره ؟ و خانومه هم با سر تائيد کرد ! بعد آقای فروشنده يک عدد ديوان حافظ برای ايشون آوردند و گفتند که اين خيلی نفيسه ! آقا پرسيدن که نفيس يعنی چی ؟ و ايشون گفت که توش تذهيب داره و تذهيب هاش با طلاست !!!! و تذهيب ها رو بهش نشون داد ! ایشون دوباره تاکيد کردن که می خواد گرون باشه چون می خواد کتاب رو با خودش ببره خارج !!!! و بايد يه چيز خوبی باشه آقای فروشنده بعد سعدی رو پيشنهاد کرد و گفت که شعرش بالای سر در سازمان ملل هم نوشته شده و شروع کرد به خوندن شعر « بنی آدم ... » ..............من ديگه بيش تر از اون نمی تونستم وايسم چون پول خريدم رو حساب کرده بودم و خلاصه نديدم آقا کدوم شاعر گرون قيمت رو خريد تا با خودش به بلاد خارجه ببره !