آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« تــــــــــــــــ........؟ | صفحه اصلی | دوست »


پنجشنبه 24 مهر 1382
شاعر گرون قيمت !

امروز رفته بودم شهر کتاب ... موقع بيرون اومدن پای صندوق بودم که گفتگوی جالبی توجهم رو به خودش جلب کرد ! دو خانم مسن و يک آقای جوان نسبتا ۳۰ ساله از فروشنده کمک می خواستند ، آقاهه گفت ببخشيد ما می خواهيم يک شاعر خوب بخريم ! آقای فروشنده بدون کوچکترين تعجبی فرمودن : کتاب شعر می خواين ؟ و ايشون تاييد کردن ! بعد آقای خريدار پرسيدن که کدومشون از همه قديمی تره ؟ و آقای فروشنده گفتن : « شاهنامهء فردوسی » ! آقای جوان سوال کردن : يعنی از کوروش هم قديمی تره ؟ ( من نمی دونم کوروش اين وسط چی کاره بود ؟ ) خلاصه فروشنده گفت که شاهنامه از همه قديمی تره ! آقا يه کم راجع به مولوی پرسيد و بعد هم حافظ  . جناب مولانا که زياد چنگی به دلشون نزد! بعد آقای فروشنده رباعيات خيام رو به ايشون نشون دادن و گفتن که خيام فيلسوف و شاعر بوده ! آقای جوان با بی ميلی نگاهی به کتاب انداخت و گفت : نه مرسی کوچيکه ! بعد دوباره شاهنامه رو برداشت و ورق زد تصاوير توشو نشون يکی از خانمها داد و پرسيد : مينياتوره ؟ و خانومه هم با سر تائيد کرد ! بعد آقای فروشنده يک عدد ديوان حافظ برای ايشون آوردند و گفتند که اين خيلی نفيسه ! آقا پرسيدن که نفيس يعنی چی ؟ و ايشون گفت که توش تذهيب داره و تذهيب هاش با طلاست !!!! و تذهيب ها رو بهش نشون داد ! ایشون دوباره تاکيد کردن که می خواد گرون باشه چون می خواد کتاب رو با خودش ببره خارج !!!! و بايد يه چيز خوبی باشه آقای فروشنده بعد سعدی رو پيشنهاد کرد و گفت که شعرش بالای سر در سازمان ملل هم نوشته شده و شروع کرد به خوندن شعر « بنی آدم ... » ..............من ديگه بيش تر از اون نمی تونستم وايسم چون پول خريدم رو حساب کرده بودم و خلاصه نديدم آقا کدوم شاعر گرون قيمت رو خريد تا با خودش به بلاد خارجه ببره !

لیلا | 05:32 PM | نظرات (4)