
ما همه اجزای آدم بوده ایم در بهشت آن لحنها بشنوده ایم گرچه بر ما ریخت آب و گل شکی یادمان آید از آنها چیزکی خودت می دونی که بهشت هر آدمی رویای اونه و اگه رویاهات گم بشن یعنی دیگه بهشت موعود برات معنی نداره ! ببین من بحث دینی یا فلسفی باهات نمی کنم چون می دونم تو سفسطه بازی کارت درسته ! و اونقدر دری وری تحویلم می دی که یادم می ره چی می خواستم بگم . " اون سیبی که آدم تو باغ بهشت خورد رو یادت هست که تو کتاب مقدس اومده ؟ می دونی تو اون سیب چی بود ؟ منطق بود . منطق و چرندیات . اگه می خوای همه چیزو همونطوری که هستن ببینی باید اون سیب رو بالا بیاری ...... " . "وای که این انبوه سیب خورها حال آدمو به هم می زنن " .( سالینجر ) . می فهمی ؟ حالیت هست ؟ با توه ! تو : سیب خور بزرگ ! می گم باید بالا بیاری اون عقل رو ! همیشه و همه گفتن : پای استدلالیون چوبین بود / .... نمی گم عاشق شو ! اگه نمی تونی بالا بیاری دلیلی هم وجود نداره انگشتی که می کنی تو حلقت انگشت عشق باشه ! باید رویا باشه ! آرزو باشه ! بریز بیرون ! امتحان کن ! به جاش به قول صبا اون حالی که آدم بعد از بالا آوردن داره رو با هیچ چی نمی شه عوض کرد ! این بی تفاوتی های ذهنت باید درمون شه وگرنه همین می شه که اینجا نه عاقلانه است نه عاشقانه و نه عارفانه ! به قول سروش : اینجا فقط محل نگهداری لیلا ست ! اون طرحی رو که از اون خواب زده بودی یادته ؟ می دونم قابش شکسته ! ولی اون ارزش داره ! نباید برای چنین بی اهمیتی گمش کنی ! درش بیار و گردگیریش کن ! چیه ؟ چرا خم شدی روی خودت و داری به بزرگترین حفرهء هستیت نگاه می کنی ؟ باید سرتو بگیری تو آسمون تا بتونی رویاهاتو پیدا کنی ! ................من خوب می شناسمت بی آرزویی برات یعنی مرگ ! منتظر نباش کسی پیدا بشه و تو اون حفره برات چراغ روشن کنه تا خودتو پیدا کنی ! منتظر نباش دستی بیاد و تو رو از خود گمشده ات بالا بکشه ! فقط کافیه تور بندازی و چند تا از آخرین رویاهاتو که هنوزم دارن همین دور و بر پرواز می کنن بگیری ! ازت خواهش می کنم تا خیلی دیر نشده عجله کن ! مجبورم نکن اینقدر چیزایی رو که می دونم می دونی عین احمق ها تکرار کنم ! بار دیگر خوابی از چشمی بالا رفت این رهرو تنها رفت ، بی ما رفت من به خاک آمدم و بنده شدم تو بالا رفتی و خدا شدی !
