آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« یی چینگ | صفحه اصلی | خداحافظ بچه جون ! »


جمعه 21 شهریور 1382
ضد عاقلانهء ۲


 



 


ما همه اجزای آدم بوده ایم


در بهشت آن لحنها بشنوده ایم 


گرچه بر ما ریخت آب و گل شکی 


یادمان آید از آنها چیزکی


خودت می دونی که بهشت هر آدمی رویای اونه و اگه رویاهات گم بشن یعنی دیگه بهشت موعود برات معنی نداره ! ببین من بحث دینی یا فلسفی باهات نمی کنم چون می دونم تو سفسطه بازی کارت درسته ! و اونقدر دری وری تحویلم می دی که یادم می ره چی می خواستم بگم .


" اون سیبی که آدم تو باغ بهشت خورد رو یادت هست که تو کتاب مقدس اومده ؟ می دونی تو اون سیب چی بود ؟ منطق بود . منطق و چرندیات . اگه می خوای همه چیزو همونطوری که هستن ببینی باید اون سیب رو بالا بیاری ...... " . "وای که این انبوه سیب خورها حال آدمو به هم می زنن " .( سالینجر ) .


می فهمی ؟ حالیت هست ؟ با توه ! تو : سیب خور بزرگ !


می گم باید بالا بیاری اون عقل رو ! همیشه و همه گفتن : پای استدلالیون چوبین بود / ....


 نمی گم عاشق شو ! اگه نمی تونی بالا بیاری دلیلی هم وجود نداره انگشتی که می کنی تو حلقت انگشت عشق باشه ! باید رویا باشه ! آرزو باشه ! بریز بیرون ! امتحان کن ! به جاش به قول صبا اون حالی که آدم بعد از بالا آوردن داره رو با هیچ چی نمی شه عوض کرد ! این بی تفاوتی های ذهنت باید درمون شه وگرنه همین می شه که اینجا نه عاقلانه است نه عاشقانه و نه عارفانه ! به قول سروش : اینجا فقط محل نگهداری لیلا ست ! اون طرحی رو که از اون خواب زده بودی یادته ؟ می دونم قابش شکسته ! ولی اون ارزش داره ! نباید برای چنین بی اهمیتی گمش کنی ! درش بیار و گردگیریش کن ! چیه ؟ چرا خم شدی روی خودت و داری به بزرگترین حفرهء هستیت نگاه می کنی ؟ باید سرتو بگیری تو آسمون تا بتونی رویاهاتو پیدا کنی ! ................من خوب می شناسمت بی آرزویی برات یعنی مرگ ! منتظر نباش کسی پیدا بشه و تو اون حفره برات چراغ روشن کنه تا خودتو پیدا کنی ! منتظر نباش دستی بیاد و تو رو از خود گمشده ات بالا بکشه ! فقط کافیه تور بندازی و چند تا از آخرین رویاهاتو که هنوزم دارن همین دور و بر پرواز می کنن بگیری ! ازت خواهش می کنم تا خیلی دیر نشده عجله کن ! مجبورم نکن اینقدر چیزایی رو که می دونم می دونی عین احمق ها تکرار کنم !



بار دیگر خوابی از چشمی بالا رفت


این رهرو تنها رفت ، بی ما رفت 


من به خاک آمدم و بنده شدم 


تو بالا رفتی و خدا شدی !

لیلا | 08:54 AM | نظرات (3)