آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)

Jon English - Six Ribbons

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
لاست : برای کسانی که دیده اند
گردآفرید ، اولین زن نقال ایرانی
یک دوست قدیمی دوباره می نویسد
انتخاب وبلاگ برتر
تلویزیون نوروزی ( مجید اسلامی )
اسباب خجالت
کاندیداها و برندگان اسکار
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (24)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (11)
هیچکدام (5)
بعد از مرگ اول (47)
دور سوم چرخه (11)
داستان (27)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من
بخوانید

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« بیهوشی | صفحه اصلی | گناه »


یکشنبه 2 شهریور 1382
زن



چهارشنبه 28/5/82 برای دیدن فیلم " صدای ماه " ساختهء " فرحناز شریفی " به موزهء هنرهای معاصر رفتم ! این فیلم حاصل یک پایان نامهء دانشجوییه و از زندگی " قمرالملوک وزیری " ساخته شده ! من نمی خوام اینجا شرح ما وقع رو بگم ! اونو می تونین اینجا بخونید ! چیزی که برای من مهمه اینه که از پخش این فیلم قبلا جلوگیری شده بود و اون روز به مناسبت هفتهء زن و بزرگداشت زن این فیلم به قول همون سایت CHN برای دوست داران هنر پخش شد ! بگذریم از اینکه نصف بیشتر سالن اعضای سینماتک موزه بودن ، یک سری هم فک و فامیل و آشنا و خلاصه چندین دونه هنرمند مثل حسین علیزاده و صدیق تعریف و .... تنها خبرنگار روزنامهء چاپی هم که به طورجدی دیده شد مال " کیهان " بود که اونهم معلوم بود برای چه اومده !!!! چند تایی هم آدم سمج و کنه مثل من بودن که طبق معمول با دربون طرح دوستی می ریزن و می رن تو!............. به نظر من پخش فیلمی به این صورت یعنی از سر باز کردن قضیه ، چون تقریبا مطمئنم که این فیلم حالا حالاها اجازهء پخش نخواهد گرفت ! وقتی چراغها را روشن کردند دیدم که همهء خانمهای دور و برم دستمالی به دست دارن و برای اینکه آرایششون پاک نشه دارن با احتیاط اشک چشم پاک می کنند ! درسته فیلم تاثیر گذاری بود ولی من خیلی دلم می خواست اون لحظه از این خانوما بپرسم که چرا گریه می کنن ؟ راستش من فمینیست نیستم ولی اون موقع دلم به حال زنها بدجوری سوخت ! چون مطمئنم که اونها داشتن برای قمر گریه می کردن ! احساس کردم بد جوری داره ازمون سوء استفاده می شه ! هرکاری دلشون بخواد می کنن و بعد هم برامون بزرگداشت می گیرن و کیه که اونجا یادش بیفته که باید برای خودش گریه کنه نه اون خانم هنرمندی که 50 سال از مرگش می گذره و با افتخار هم زندگی کرده ! بعد از پخش فیلم حسین علیزاده هم سخنرانی کرد و چیزایی گفت که بدتر آتیشیم کرد ( اینا هم تو همون جا هست ) راستی یه سوال ! چرا برای آقایون بزرگداشت نمی گیرن ؟؟؟ حتما می بینن که یه کمبودی هست و می خوان اینجوری جبران کنن ! نه ؟ یا چرا بعد از اینکه چندین سال روز مادر داشتیم یادشون افتاد روز پدر هم بگیرن ! چرا اینقدر همه چی متناقضه ؟



این خانم " سيمين غانم " بعد از اینکه یه عالمه کنسرت تو  جاهای دیگهء دنیا داد یه دونه هم محض دل ایرونیای مانده در وطن تو تالار وحدت برگزارکرد !!! ( اينجا قبلا يه اشتباه لپی مربوط به حافظه ء من شده بود که يه چيزايی رو گاهی قاطی می کنه ) خب مسلما کنسرت زنانه بود به همین دلیل اون تو از مانتو و روسری خبری نبود !!! یه سری مطابق جو کنسرت ها و تئاترها توکشورهای متمدن لباس شب پوشیده بودنو موهاشونو شینیون کرده بودن و یه سری دیگه با تیشرت و شلوار جین بودن ! یادمه اینقدر منظرهء تالار وحدت احمقانه بود که آدم حتی نمی تونست خودشو به احساساتش بسپره ! بعدشم هرچی مردم گفتن که آهنگ " مرد من " رو بخونه نخوند و گفت که ممنوعه !




يا اين خانم " افسانه رثایی " با اون صدای فوق العاده باید مثنوی خوانی کنه و با بيژن کامکار و علیزاده کنسرت بده و اصل کار از فرانسه با رونوشت فرانسوی به دست آدم برسه !



مجلهء زنان میاد و با "پری ملکی " به عنوان یه خواننده مصاحبه می کنه و لابد خواننده هام باید تصور کنن و تو ذهنشون یه صدای زنانهء خیلی بالا رو مجسم کنن که با پیانو همخوانی می کنه ! و شعرهای حافظ و مولوی رو احتمالا خیلی قشنگ می خونه !( عیب نداره حتما می خوان قوهء تجسممون قوی شه )



و ديگه اينکه می تونین فکر کنین که یه خواننده ای هست به اسم  " زیبا شیرازی  " که خیلی قشنگ می خونه ! و تقریبا می شه گفت که صاحب سبکه و شبیه صداش تا حالا نبوده !



این میون هم یه خانمهایی پیدا می شن و به اسم هم خوانی کاست می دن بیرون ! جالب اینجاست که صدای تک خوانی کاملا تواین کارها واضحه ! البته این به نظر من خیلی خوبه ! چون من عقیده دارم که هرکی خر فرضتون کرد خر فرضش کنین !



من حرفم اینه که بابا جون نه ما خودمونو مسخره کنیم نه اینا مارو ! این تقدیرها و بزرگداشتها و امثال اینها واقها خنده دارند ! به خدا سر کاریم ! من یکی که ترجیح می دم اونقدر زنها رو محدود کنن که همهء مذهبی ها در اثر فشار برن مقلد " منتظ.... " بشن تا اینکه اینجوری نسیه بهمون آزادی بدن ! من یکی دوست ندارم عین سگ پارس کنم تا طرف برای برطرف شدن صدای واق واق یه تیکه گوشت بندازه جلوم ! من یا گوشت رو خودم شکار می کنم یا می رم یه گوشه از گرسنگی می میرم ! همون سیستمی که قاچاقی همه جور چیزی رو گیر میاری خیلی بیشتر حال می ده هم چون یواشکی و ضد قانونه کیف داره و هم اینکه برای خودت ارزش قائل شدی بهت حس خوبی می ده ! نمی دونم چقدر تونستم منظورمو برسونم روز زن خیلی ها بهم تبریک گفتن و منهم به یه سری تبریک گفتم ولی تا وقتی که حسم می گه اينا همش شعاره نخواستم چیزی اینجا بنویسم !


به قول بوبن : هر قدر واژه ای کمتر بر زبان آید ، بیشتر به گوش می رسد ! اگر واقعا همینقدر که می گن برای زنها ارزش قائل بودن اینهمه موضوع رو تو بوق نمی کردن ! پس به جای گول خوردن این حرفهای " جایگاه زن " و " ارزش و منزلت زن " و " بزرگداشت زن " و اینا سعی کنیم خودمون جامونو پیدا کنیم ! یه بار ديگه می گم اگه فکر کنین اینا عقاید فمینیستی بود کاملا در اشتباهین !

لیلا | 01:37 PM | نظرات (0)