آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)

Jon English - Six Ribbons

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
لاست : برای کسانی که دیده اند
گردآفرید ، اولین زن نقال ایرانی
یک دوست قدیمی دوباره می نویسد
انتخاب وبلاگ برتر
تلویزیون نوروزی ( مجید اسلامی )
اسباب خجالت
کاندیداها و برندگان اسکار
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (24)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (11)
هیچکدام (5)
بعد از مرگ اول (47)
دور سوم چرخه (11)
داستان (27)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من
بخوانید

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« همراهی | صفحه اصلی | در همين نزديکی ..... »


دوشنبه 2 تیر 1382
به خاطر .....

نه به خاطر آفتاب ٬ نه به خاطر حماسه
به خاطر سايهء بام کوچکش
به خاطر ترانه ئی

کوچکتر از دستهای تو



ترانهء آزادی ! ترانه ای که خواند و آنها در پس او پايکوبان رفتند ٬ او همچنان می خواند و خلق نغمه کنان می رفت به سوی انتهای حماقت !

نه به خاطر جنگل ٬ نه به خاطر دريا
به خاطر يک برگ
به خاطر يک قطره

روشن تر از چشمهای تو



چشمها ! می انگاشتم چشمها پنجرهء روحند و هر چيزی می تواند دروغ باشد جز آنها ! افسوس فريبی بيش نبود !

نه به خاطر ديوارها ٬ به خاطر يک چپر
نه به خاطر همه انسانها ٬ به خاطر نوزاد دشمنش شايد


دوست را از دشمن چگونه می توان تمييز داد وقتی زمان همه چيز را تغيير می دهد ؟ زمان و قدرت !

نه به خاطر دنيا ٬ به خاطر خانهء تو
به خاطر يقين کوچکت

که انسان دنيايی ست



ای کاش اين يقين همراه با ديگر چيز ها می مرد که انسان ٬ دنيا نيست ! انسان : ملعبه ای ست کوچکتر از دستهای تو !

به خاطر عروسک های تو ٬ نه به خاطر انسانهای بزرگ

انسانهای بزرگ ! هه ! انسان بزرگ کيست وقتی که مرگ همه را در يکجا می نشاند ؟ وقتی شانه های همه انسانها به يک ميزان بار بر دوش می کشد ؟

به خاطر تو
به خاطر هر چيز کوچک و هر چيز پاک به خاک افتادند
به ياد آر


از بيگناهان سخن می گويم !

لیلا | 06:40 PM | نظرات (0)