آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« نمی خواااااااااااااااااام !!! | صفحه اصلی | همراهی »


دوشنبه 26 خرداد 1382
..............

.......... و نوبت خويش را انتظار می کشيم بی هيچ خنده ای .........

پدر بزرگم رفت ! خيلی برام عزيز بود ولی هيچ وقت فکر نمی کردم از دست دادن عزيزی با اين سن و سال اينقدر دردناک باشه ! ۲ روز پيش اومدم update کنم می خواستم اون تو این رو هم بنويسم که : خدا جون چرا عين نديد بديدا هر چی به آدما دادی دونه دونه پس می گيری ؟ ولی وقتی اين خبرو شنيدم شوکّه شدم ٬ مطلبم رو ننوشتم و اون هم جوابم رو داده بود : اين دفعه يهو پس گرفت !

لیلا | 05:25 PM | نظرات (0)