آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)

Jon English - Six Ribbons

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
لاست : برای کسانی که دیده اند
گردآفرید ، اولین زن نقال ایرانی
یک دوست قدیمی دوباره می نویسد
انتخاب وبلاگ برتر
تلویزیون نوروزی ( مجید اسلامی )
اسباب خجالت
کاندیداها و برندگان اسکار
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (24)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (11)
هیچکدام (5)
بعد از مرگ اول (47)
دور سوم چرخه (11)
داستان (27)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من
بخوانید

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« انسان ؟! | صفحه اصلی | يا سوال نکن يا انتظار »


دوشنبه 22 اردیبهشت 1382
اعترافات عاشقانه !

روسو (ژان ژاک )زمانی توی خونه ای به عنوان خدمتکار کار می کرده ٬ یه روز يکی از وسايل خانم خونه رو که توجهش رو جلب کرده بوده بر می داره ( مثل روبان يا يه همچين چيزی ..... ) وقتی که قضيه فاش می شه تقصير رو به گردن يه دختر خدمتکار که اون هم همونجا کار می کرده می اندازه و دختر رو از اون خونه اخراج می کنن !

بعدها روسو در اعترافاتش اين قضيه رو تعريف کرده و گفته که در اون زمان عاشق اون دختر بوده و در هر زمانی اسم و چهرهء اون در نظرش بوده به همين خاطر وقتی که ازش برای دزدی بازخواست می شه ناخود آگاه اسم اون دختر رو می بره !

این یعنی عشق !!!

لیلا | 08:41 PM | نظرات (3112)