ديدم بازار عشق و عاشقی داغه گفتم به قول يکی از دوستان غذای مونده بدم بخورين ٬ اين مطلب مال اون ته تهای آرشيومه که البته فکر کنم تعداد کمی خونده باشنش ٬ به هر حال کلمات يکيه منتها تاثير زمان ممکنه کمی مفهوم رو عوض کرده باشه !

جفت
- اگه بتونی این پازل رو درست کنی یه جایزهء بزرگ داری !
¤ خب سعيمو ميکنم!.....مممممم......داره %D! تکه های مونده چند تا بيشتر نيستن و اين چند تا دونه رو نقاشی می کنم .................... رديفه !... درست شد ! حتی سازندش هم تشخيص نميده که اينها اصل نيستن اينا عين اصل هستن فقط زياد نبايد دستمالی بشن!
ـ خب درستش کردی باريکلا! فقط يه مشکلی هست اين يکی رو هم بايد درست کنی آخه جفت اونه و بايد با هم باشن!
¤ اه ..... چه غلطی کردما! دندم نرم! باشه می سازم ! ....................... ولی .............. نميشه ! نمی دونم چرا تا به اين ۵ـ۶ تای آخر می رسم مشکل دار ميشه؟!......؟..! ولی %D