
از اوّل هم تنها کسی که توی خونمون اين عادت زشت رو داشت من بودم . يعنی از اوّل اوّل که نه ! از دوّم ! :
از ۶- ۷ سالگی شروع کردم وهر چی دم دستم می رسيد می خوندم . اون موقعها به تبع جوّ خونه از ساعدی ٬ صمد و درويشيان شروع کردم و بعد داستانهای کتاب جمعه ٬ کيهان هفته و .... بعد هم هرچه بابا جانمون می خوند پشت سرش می رفتم و می خوندم . يه کم که بزرگتر شدم مرجع تقليدم عوض شد ( برادرم ) . ولی نمی دونم چرا هميشه همه چيز جا به جا بود . « رئيس جمهور » استورياس رو در دوران کودکی خوندم و « شازده کوچولو » رو در بزرگسالی ٬ آنهم به خاطر اينکه اونقدر دنبال ترجمهء قاضی گشته بودم که ديگه پير شدم ! يه مدّت هم ويرم گرفته بود سينماچی بشم و فقط فيلمنامه و کتابهای فیلمسازی می خوندم !
از وقتی که يه کم عقل رس شدم و طبق مد کتاب خوندم اوضاع بدتر شد چون مثلا يه روز کوندرا مد می شد و من هنوز مد قبلی رو نخونده بودم ٬ اينطوری می شد که يه دفعه۶ ـ ۷ تا کتاب رو با هم شروع می کردم و هيچ کدوم رو هم تموم نمی کردم و اين همون عادت زشت بود !!!
چند وقت پيش يه جايی از بوبن خوندم ( فکر کنم الآن مد بوبن رسيده !
) که : « ... شما کتاب زياد می خريد امّا همهء آنها را تا انتها نمی خوانيد . اين نقصی ست که در وجود شما است ٬ يک بيماری مزمن ٬ بيماری به پايان نبردن مطالعه و مکالمه و عشق . اين نقص لزوما نتيجهء سهل انگاری يا بی حوصلگی نيست . بلکه از آن روست که گاه در مطالعه و گفت و گو و عشق ٬ پايان پيش از پايان فرا می رسد . پايان کتاب آنجاست که خوراکی را که در آن روز ٬ در آن ساعت ٬ در آن صفحه بدان نياز داريد ٬ می يابيد . »
..... وقتی اين مطلب رو خوندم کلّی ذوق مرگ شدم و تا مدّتها خودم رو قانع می کردم ولی بعد که فکر کردم ديدم وضع من از اين خيلی بدتره چون عملا همون نصفه خوندن رو هم ول کرده بودم ٬ فکر کنم فقط عنوان کتابهام رو نگاه می کنم و بعد به خوندن ۸۰ صفحه آگهی همشهری اکتفا می کنم ! واقعا لذّت بخشه ٬ يک موسيقی خوب بگذاری و بعد .......٬ موبايل قسطی ٬ رنو يخچالی رينگ اسپرت با قيمت استثنايی ٬ آموزشکدهء خيّاطی ٬ آموزش شيرينی پزی و ...... خيلی خوبه فقط يه مشکل کوچولو دارم اونم وقتاييه که می خوام بنويسم !!!!
<><><><><>
کاوه گلستان کشته شد . اينو برای اونايی می نويسم که موافق جنگن ! شما طرفدار هر کدوم از دو طرف جنگ که باشين بايد اينو بپذيرين که جنگ تو يه کشور همسايه ضايعات زيادی برای ما داره و از اون جمله از دست دادن يه عکّاس خوبه ! کاوه صبح چهارشنبه در نزديکی سليمانيه با منفجر شدن مين زير پاش کشته شد و ايران بی طرف ديگه کسی رو نداره که مثل اون از دريچهء دوربينش به دنيا نگاه کنه .