آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« ؟ | صفحه اصلی | دوست »


پنجشنبه 14 فروردین 1382
اندر آداب مطالعه

از اوّل هم تنها کسی که توی خونمون اين عادت زشت رو داشت من بودم . يعنی از اوّل اوّل که نه ! از دوّم ! :
از ۶- ۷ سالگی شروع کردم وهر چی دم دستم می رسيد می خوندم . اون موقعها به تبع جوّ خونه از ساعدی ٬ صمد و درويشيان شروع کردم و بعد داستانهای کتاب جمعه ٬ کيهان هفته و .... بعد هم هرچه بابا جانمون می خوند پشت سرش می رفتم و می خوندم . يه کم که بزرگتر شدم مرجع تقليدم عوض شد ( برادرم ) . ولی نمی دونم چرا هميشه همه چيز جا به جا بود . « رئيس جمهور » استورياس رو در دوران کودکی خوندم و « شازده کوچولو » رو در بزرگسالی ٬ آنهم به خاطر اينکه اونقدر دنبال ترجمهء قاضی گشته بودم که ديگه پير شدم ! يه مدّت هم ويرم گرفته بود سينماچی بشم و فقط فيلمنامه و کتابهای فیلمسازی می خوندم !
از وقتی که يه کم عقل رس شدم و طبق مد کتاب خوندم اوضاع بدتر شد چون مثلا يه روز کوندرا مد می شد و من هنوز مد قبلی رو نخونده بودم ٬ اينطوری می شد که يه دفعه۶ ـ ۷ تا کتاب رو با هم شروع می کردم و هيچ کدوم رو هم تموم نمی کردم و اين همون عادت زشت بود !!!
چند وقت پيش يه جايی از بوبن خوندم ( فکر کنم الآن مد بوبن رسيده ! ) که : « ... شما کتاب زياد می خريد امّا همهء آنها را تا انتها نمی خوانيد . اين نقصی ست که در وجود شما است ٬ يک بيماری مزمن ٬ بيماری به پايان نبردن مطالعه و مکالمه و عشق . اين نقص لزوما نتيجهء سهل انگاری يا بی حوصلگی نيست . بلکه از آن روست که گاه در مطالعه و گفت و گو و عشق ٬ پايان پيش از پايان فرا می رسد . پايان کتاب آنجاست که خوراکی را که در آن روز ٬ در آن ساعت ٬ در آن صفحه بدان نياز داريد ٬ می يابيد . »
..... وقتی اين مطلب رو خوندم کلّی ذوق مرگ شدم و تا مدّتها خودم رو قانع می کردم ولی بعد که فکر کردم ديدم وضع من از اين خيلی بدتره چون عملا همون نصفه خوندن رو هم ول کرده بودم ٬ فکر کنم فقط عنوان کتابهام رو نگاه می کنم و بعد به خوندن ۸۰ صفحه آگهی همشهری اکتفا می کنم ! واقعا لذّت بخشه ٬ يک موسيقی خوب بگذاری و بعد .......٬ موبايل قسطی ٬ رنو يخچالی رينگ اسپرت با قيمت استثنايی ٬ آموزشکدهء خيّاطی ٬ آموزش شيرينی پزی و ...... خيلی خوبه فقط يه مشکل کوچولو دارم اونم وقتاييه که می خوام بنويسم !!!!



<><><><><>



کاوه گلستان کشته شد . اينو برای اونايی می نويسم که موافق جنگن ! شما طرفدار هر کدوم از دو طرف جنگ که باشين بايد اينو بپذيرين که جنگ تو يه کشور همسايه ضايعات زيادی برای ما داره و از اون جمله از دست دادن يه عکّاس خوبه ! کاوه صبح چهارشنبه در نزديکی سليمانيه با منفجر شدن مين زير پاش کشته شد و ايران بی طرف ديگه کسی رو نداره که مثل اون از دريچهء دوربينش به دنيا نگاه کنه .

لیلا | 10:17 PM | نظرات (7)