
آدمها .... آدمهايی که از هنگام تولد شير از پستان تمرّد می نوشند . آدمهايی که خانه های برادرانشان را می سوزانند تا برابری برقرار کنند .... آدمهايی که سايهء خدا را بر روی زمين می يابند و او را سجده می کنند . آدمهايی که خود را سايهء خدا بر روی زمين می دانند .... آدمها .... آدمهايی که در تمام عمر توتم پرستند .... آدمهايی که عروسکهای خيمه شب بازی تماشاخانه های تاريک و سرد و دخمه های کثيف می شوند . آدمهايی که با اشباح و ارواح زندگی می کنند نه با انسانها . آدمها .... آدمهايی که بردگی را بر می گزينند و می انديشند که آزادند و آدمهايی که آزادگيشان را باور نمی کنند و می پندارند زندانی اند .... آدمها .... آدمهایی که می خواهند کر و کور باشند .... آدمها .... آدمهايی که در برابر در بند ماندگان مغرورانه خودنمايی می کنند و در مقابل پادشاهان بزدلانه سر به زير می اندازند .... آدمها .... آدمهايی که قربانگاه و مسلخ خود را نيز مانند قصر شاهانه ای می آرايند و آنهايی که قصر شاهانه شان را کلبهء گدايان حقير می بينند .... زنانی که حجلهء خود را در شب زفاف تنها ميعادگاه می دانند و مردانی که بستر ساير زنها را ميعادگاه خود .... آدمها .... آدمهايی که صحنهء زندگی را ميدان نبرد می دانند و و آدمهايی که عشق را سلاحی برای جنگيدن در اين نبرد .... آدمهايی که طعام از دهان ديگری بر می گيرند تا از همدردی با گرسنگان بگويند .... آدمها .... زنهايی که چون عيسای ناصری را بر بالای صليب می بينند می انگارند مريم مجدليه اند و مردانی که يهودای اسخریوطی را به خاطر جسارتش تحسين می کنند .... آدمها .... آدمهايی که هرگاه از خواب بيدار می شوند می پندارند که خوابهايشان تصويرهای روشن زندگی بوده است .... آدمهايی که خود را با اوراق کتابها کفن پيچ می کنند و زندگان را احمقهايی بيش نمی دانند .... آدمها .... آدمهايی که در محرم هر سال برای تشنگی حسين خون گريه می کنند و امّا بعد خون انسانها را می نوشند تا رفع تشنگی کنند . آدمهايی که سوار بر مرکب غرور همه عمر می تازند و عزيزانشان را زير سم اسبان نخوت از دست می دهند .... آدمها .... آدمهايی مثل من .... آدمها .... آدمهايی مثل تو .
when I shall die, I shall go to Paradise , because on this earth I have lived in hell. (Vietnam 1967 ( Fallaci , Oriana
( ۸ مارس روز جهانی زن مبارک ! )