آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« عاقل دیوونه ! | صفحه اصلی | سیاه »


جمعه 4 اردیبهشت 1383
دیرست گالیا !

می تونیم فکر کنیم که مجموعه ای از قواعد اخلاقی وجود دارن که همیشه و همه جا کار می کنن و درست اند ولی نمی تونیم این نکته رو فراموش کنیم که زمان همه چیز و از جمله باورهای اخلاقی رو دگرگون می کنه ، منظور از زمان تغییر نسلها و سالها نیست ...منظور زمان ماست ، زمان من ...تجربه های من ...و این چیزیه که برای همه اتفاق می افته ولی چون تجربه ها یکسان نیست معیارها هم متفاوته . اخلاق قراردادی انسانی نیست بلکه جزئی از ساختار این مجموعهء بزرگه که ما هم در اون هستیم به همین جهت من فکر نمی کنم که بشه اون رو در میون قواعد دینی جستجو کرد . مثلا با پذیرفتن " گناه نخستین " یعنی همون خوردن سیب کذایی می شه گفت که ما انسانهایی هبوط یافته هستیم و اصولا راه به جایی نمی بریم ...معیارهای اخلاقی دین می تونه یک راه حل برای یک جزء کوچیک باشه : کودن اما خوب !

چطور می شه تو دنیای معاصر یک قانون مشخص تبیین کرد ؟ دنیایی که در اون آدمها به خاطر شکل
متفاوت یونیفرم با هم می جنگن و خون هم رو می ریزن و بعد وقتی همون یونیفرم پوش ها در جایی دیگه و زمانی دیگه دچار یک جنگ دیگه بشن حتی براشون اشک هم می ریزن ...
اینکه هنگام جنگ وطن و هموطن جزو مقدسات محسوب می شه و زمان صلح همون هموطن به خاطر اینکه مثل تو فکر نمی کنه به مرگ محکوم بشه ...

راستش چیزی که باعث شد من این یادداشت رو بنویسم اتفاقات اخیر زندگی خودم بود ...همیشه آدمهای عاقلی که اطرافم بودن بهم می گفتن که : اگه از آدمی دو تا " گاف " گنده دیدی دیگه دورش رو خط بکش ! این آدم نمی تونه دوست خوبی باشه و اصولا راه رشد رو هم به خودش بسته ...ولی من همیشه با لجبازی تمام حتی اگه یک عالمه از این گاف ها هم می دیدم و یک دونه خوبی ، می گفتم که : پس می شه که بشه .
همیشه فکر می کردم این " درد " ه که باعث رشد آدم می شه . برا همین هم اگه آدمی می دیدم که دردهای زیادی رو کشیده روش یه حساب دیگه باز می کردم ، نه به عنوان یک آدم دردمند که به عنوان یه آدم بزرگ ! آدمی که چیزهایی دیده که من ندیدم و همین شاید بتونه به رشد منم کمک کنه ...ولی الان جور دیگه ای فکر می کنم . این " درد " نیست که باعث رشد می شه بلکه " صبر " ه .......صبر به روی همهء اونچه که درد می نامیمش !
من نمی دونم شماها عمل اخلاقی و غیر اخلاقی رو چه طوری برای خودتون تعریف می کنین ؟ ولی من یک سری اصولی برای خودم دارم که احتمالا یا مختص منند و یا فقط به تعداد آدمهای کمی تعلق دارن برای مثال این رو قبول دارم که :" آدم با هر دگوری خاک تو سری نمی کنه "

*******

بگذارید این وطن برای من وطن شود

ولی در عین حال به نظرم اینکه هر شب با یک نفر بخوابی در مقایسه می تونه کار کثافتی نباشه خب
هر کس اختیار مال خودش رو داره ولی اینکه برای رفتن به اون رختخواب پاتو بذاری رو سر یکی و بالا بری کثافته !و از هر کثافتی هم غلیظ تره و متاسفانه خیلی خیلی خیلی زیاد دیدم آدمهایی رو که برای بالا رفتن حتی از یک پلهء کوچیک باید پاشونو رو یکی بذارن انگار هیچکس سعی نمی کنه قد بکشه یا اینکه
پاهاشو یک کم بیشتر بلند کنه ...حتما طی این مسیر روحانی بالا رفتن باید یکی له بشه


مثلا برای سقط جنین در صورتی که یک کم احتمال باشه که به خاطر شرایط ممکنه بچه ای که تحویل جامعه می دی
یه آدم عقده ای ، روان پریش و یا دیگر آزار بشه این کار به نظر من عملی غیر اخلاقی نیست متاسفانه پدر و مادر های ایرانی فکر می کنن که این بچه ای که به قول خودشون با خون دل بزرگ کردن و زحمتشو کشیدن الان دیگه جزو مایملکشونه و تا ابد باید طبق خواسته ها و پیش بینی های والدین رفتار کنه ...بابا جان اون موقعی که این بچه رو درست کردین این یه نیاز روحی ، روانی و یا حتی فیزیکی بوده...و در عوض پدر و مادر هایی هستن که انگار نه انگار یه بچه پس انداختن باچشم خودشون میبینن که بچهه داره تو چه لجنی می ره ولی می ایستن و نگاه می کنن
دهنتون لطفا باز نمونه ! من خودم هنوز به یک همچین جاهایی نرسیدم ولی متاسفانه خیلی دیدم . شاید اونقدر کثافت دیدم که اینقدر راحت می تونم راجع بهش بنویسم . واقعا از حضور انور اون دسته از دوست هام که عقاید مذهبی دارن شرمنده ولی الان که این ها رو می نویسم هیچ چیز مقدس و بزرگی به عنوان عقاید مذهبی و دینی برام باقی نمونده و به نظرم چیزی که آدم رو تو این دنیا حفظ می کنه اینه که بدونیم بزرگترین خطر برای بقای زندگیمون خود مائیم . مسلما برای اینکه یک موجود اجتماعی باشیم ، باید یک سری از خوشنودی های غریزی رو هم فدا کرد ولی اینجا مشکل من این جامعه نیست ...بابا جان نمی خواد پا بذاری روی غرایزت فقط آدم باش بذار طبیعت وجودیت کار خودش رو ادامه بده ...برای نلغزیدن و سقوط تو کثافت راه وسط وجود نداره همونطوری که بین گفتن حرف راست و دروغ هم حد وسطی نیست ...مثلا دروغ گفتن مسلما خلاف طبیعته برای همین هم من عقیده دارم اینکه بد دهن باشی و تو هر جمله ات 5 تا فحش ناموسی باشه شاید غیر اخلاقی نباشه ولی اینکه به خودت اجازه بدی شعور طرف مقابل رو زیر سوال ببری و برای هر چیزی دروغ بگی غیر اخلاقیه ...
من اینو قبول دارم که دلبستگی ها و اون چیزهایی که ما اسمشو عشق می گذاریم انسان ها را به طرز مفتضحی نامعقول می کنه ( عشق کور است ) حتی تا حدی که ممکنه اعمال بسیار غیر اخلاقی در قبال جامعه صورت بگیره با اینحال به نظر من اینگونه غیر اخلاقی بودن زیبایی های خاص خودش رو داره که به غیر اخلاقی بودنش می ارزه و باعث می شه قابل بخشش بشه .....ولی می دونین مشکل از کجا شروع می شه ؟ از اونجایی که یک سمت اون عشق چرخش در بره و کج شه ...وقتی که به قولی عشق یک طرفه بشه ...
مشکل ماها اینه که اغلب وقتی به اینجا می رسیم می گیم : " دیگی که برای من نجوشه سر سگ توش بجوشه " آخه چرا ادعای عشق می کنیم وقتی که بعدا قراره به خاطر اینکه اون عشق دیگه مال ما نیست به لجن بکشیمش ؟
بذارید تکلیف خودمون رو روشن کنیم ...اگه قراره " اخلاق " یک امر کل گرایانه باشه همه چیز خیلی احمقانه می شه ...مثلا چون سوراخ کردن لایهء ازن با استفاده از موادی مثل اسپری ها کاری ( احتمالا ) غیراخلاقی محسوب می شه پس بهتره وقتی می خواهید به سراغ دوستتون برین بوی عرق تن بدین ولی لایهء ازن را سوراختر نکنید !!!!
نه جونم ...به نظر من اخلاق یک امر جزء گراست یعنی که یک جورایی همان حدیث خودمان : هر جوری دوست داری باهات رفتار شه با آدمها رفتار کن ! ( این گفته یا حدیث در روابط جنسی صدق نمی کنه !!!یعنی خیلی صدق نمی کنه )
هیچگونه قانون خاصی هم نداره که بشه ازش پیروی کرد چنانچه می گن زنها نسبت به مردها درونگراتر، غیر منطقی تر ، مهربان تر ، فداکار تر و دلسوزترند پس اگر اینگونه فکر کنیم ممکن است یک عمل
غیر منطقی برای یک زن اخلاقی و برای یک مرد غیر اخلاقی باشه
پس قانون رو بی خیال بشیم و به دنبال طبیعت باشیم
تا خیلی دیر نشده و هممون تو کثافت غرق نشدیم باید کاری بکنیم

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک
اینجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار کودک شیرین بی گناه
چشم هزار دختر بیمار نا توان
دیرست گالیا !
ه . ا . سایه

لیلا | 10:44 PM | I will survived (77)