

مي تواني باور کني که تو درون همان دايره اي هستي که او مي گويد .
مي تواني باور کني که او هم درون همان دايره ايست که مي گويد .
حتي مي تواني باور کني که هر دو دايره يکي ست .
پس مي تواني باور کني که هر دو درون يک دايره هستيد .
و مي تواني کمي فقط کمي هم به اين فکر کني که ممکن است آن دايره ، اصلا دايره نباشد ...

اگر دردي حس نکردي سنگ و چوبي ، اگر حس کردي ، آکنده از خشم و نفرتي !