آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« امروز با " من " همراه باشید ... | صفحه اصلی | دوست »


شنبه 14 شهریور 1383
در بزمم نفسی بنشین تاج سرم ، تا از جان گذرم

عصمت باقر پور مشهور به " دلكش " دو روز پیش در بیمارستان مهر تهران درگذشت .

من هم پس از آن دوری / بعد از غم مهجوری / یک شاخهء گل بردم به برش / دیدم که نگار من سرخوش ز کنار من / بگذشت و به بر یار دگرش .../ وای از آن گلی که دست من بود / خموش و یک جهان سخن بود .../ گل که شهره شد به بی وفایی / ز دیدن چنین جدایی / ز غصه پاره پیرهن بود...

به نظر من دلکش بعد از قمرالملوک وزیری بهترین آوازه خوان زن ایرانی بود . او در سال 1304 در بابل به دنیا آمد و از سن هیجده سالگی آواز خواندن را پیش خالدی شروع کرد و با آهنگ سازاني مثل جواد لشگري، ناصر زرآبادي، حبيب الله بديعي، پرويز ياحقي مجيد وفادار و علي تجويدي همكاري كرد . دلکش تصنیف های دو صدایی به یاد ماندنی نیز با خوانندگانی همچون " ویگن " ، " عارف " و ...اجرا کرد و به یادگار گذاشت .

در خبر ها خواندم که خانوادهء دلکش می خواهند جنازهء او را بدون هیچگونه مراسم خاص دفن کنند و ...حق هم دارند .راستش من هم از این مرده پرستی که گریبانگیر همهء ما ایرانیهاست خوشم نمی آید ولی وقتی هنرمند زنی از دنیا می رود خصوصا اگر هنرمندی باشد که هنرش در ایران ممنوع باشد دیگر حتی تجلیلی هم وجود ندارد چه رسد به مرده پرستی !

نمی خواهم ادای فمینیست ها را در آورم ولی واقعا دردناک است ، مرده پرستی هم فقط در مورد عناصر ذکور معنا دارد و زن ایرانی در این مورد هم حق چندانی ندارد .

چند سال پیش علیرضا افتخاری کاستی به بازار داد با نام " یاد استاد " که مثلا ادای دینی بود نسبت به این بانوی موسیقی که اولا به نظر من ادای دین که نبود هیچ ! گند هم زده بود به آواز شیرین و قوی دلکش . و ثانیا این چه ادای دینی ست که هیچ نامی در هیچ کجا از او برده نشد و حتی خود افتخاری هم از بازگویی نام دلکش ابا می کرد ...

یکی از استادان بزرگ موسیقی ایرانی عقیده داشت که اصولا ساختار فرمی حنجرهء زنان به گونه ایست که نمی توانند آواز ایرانی را با آن تحریر ها به خوبی مردان بخوانند . فمینیست ها باز عصبانی نشوند لطفا ! چون ما زنها از لحاظ فیزیک و فرم خیلی کارها را نمی توانیم و اصولا قرار نیست انجام دهیم . ولی مشکل من چیز دیگری ست . ما تصنیف خوان خوب زیاد داریم ( در زمرهء اناث ) ولی در زمینهء آواز بنا بر عقیدهء همان استاد تعداد خیلی کم حنجرهء مناسب وجود داشت و دارد که از نظر من قمرالملوک وزیری ، دلکش ، پریسا ، هنگامه اخوان و افسانه رثایی...از این جمله هستند . دوتایشان که دیگر نیستند و باقیمانده هم در گمنامی به سر می برند .البته در میان زنهای ایرانی صدای خوب زیاد داریم ولی توانایی خواندن آواز ( و نه تصنیف ) چیز دیگری ست . که هم کمیاب است و هم به هر حال جزو ممنوعه جات محسوب می شود . چرا که طبق معمول قرار است با شنیدن موزیک های در پیت امروزی خوانندگان مجاز اتفاقی نیفتد ولی اگر آقایان صدای قوی دلکش را بشنوند که می خواند " بردی از یادم ..." حتما یک جوریشان می شود !
در سالهای اخیر موسیقی ایرانی روز به روز بیشتر به موسیقی های زیر زمینی نزدیک می شود . موسیقیی مهجور و غریب ! ویترین فروشگاهها مملو از کاست ها و سی دی های خوانندگان نو ظهور پاپ است که شنیدن کارهایشان و بعضا حتی دیدن تصاویر روی جلد ،حال من یکی را به هم می زند . راه حلهایی هم که برای ارج نهادن به هنر گذشتگان به کار می رود خیلی ابلهانه است ( مثلا برگزاری کنسرت های زنانه ). البته من راه حلی برای جاودانگی هنر هنرمندان زن ایرانی که شنیدن صدایشان حرام ! است ندارم . یعنی اصولا راه حلی ندارد ولی چیزی که می دانم اینست که ما جوانهای ایرانی خودمان هم با نادیده گرفتن موسیقی سنتی به همهء این فراموشی ها دامن می زنیم . سلیقهء ما موسیقی پاپ ، راک ، متال و ...چیزهای دیگری جز موسیقی سنتی ایرانی است ولی من عقیده دارم که سلیقه در این موارد به عادت بستگی دارد و ما را عادت داده اند که یا هر چیزی که متعلق به خودمان است را دوست نداشته باشیم و از آن دوری کنیم و یا محصولات بنجل دست ساز خوشان را بخوریم و دوست داشته باشیم .

دلکش زن بود و این همه غریب مرد . ولی من مطمئنم که " تاج اصفهانی " ، " روح انگیز " ، " قوامی " ، " کریمی " ، " خوانساری " ، " صدیف " ، " طاهر زاده " و ...خیلی های دیگر هم غریبند و مشکل اینجاست که در ذهن ها و دلهای ما هم غریبند .اگر به شناختن هم باشد ، بیشتر ما " بیتل " ها را می شناسیم ولی اینها را نه . حالا دوست داشتن باشد طلبمان !

بردی از یادم / دادی بر بادم / با یادت شادم ...

لیلا | 01:37 PM | روحش شاد !و روان من و تو هم ... (65)