آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« در بزمم نفسی بنشین تاج سرم ، تا از جان گذرم | صفحه اصلی | سوتی »


دوشنبه 16 شهریور 1383
دوست



codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,0,0"
WIDTH="185" HEIGHT="85" id="4" ALIGN="center">


TYPE="application/x-shockwave-flash" PLUGINSPAGE="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer">



( می خواهم غذای مانده به خوردتان بدهم برای همین کمی شرمنده ام *)

دوستهای زيادی دارم ! خيلی ها من باب نصيحت می گویند آدمی که با اينهمه آدميزاد معاشرت کند يا تاب دارد و يا آدم چند روييست!.... من چند رو نيستم ٬ مغزم هم خيلی بيشتر از بقيه تاب ندارد ! احساس می کنم اينها جنبه های مختلف وجود من هستند که در وجود دوستهای متعددم می بينم و پيدا می کنم :
دوستی دارم که انگار همهء قدرت وجوديش را درون چشمهایش ريخته ٬ آدم سخت می تواند بهشان نگاه کند و حرف بزند ٬ دوستی دارم که در مدت چند سال دوستي ۱ روز خوش نداشته و تازگيها برای فرار از چاله به چاه افتاده . چاله و چاهی که دیگران برایش کنده اند ( خدا نکند آدم درد کشیدن عزیزی را ببیند )! دوستی دارم که هميشه کیف درد و دلش همراهش است و کافيست بپرسی که فلانی چطوری ؟ تا چند ساعتی متکلم وحده باشد ٬ دوستی دارم که مثل پرده های کهنهء نقاشی هميشه لبخندی گوشهء لبش دارد حتی اگر مشغول شرح بدترینها باشد ٬ دوستی دارم که من تنها دوستش در دنيا هستم ولی اين جنايت منست که او تنها دوست من نيست ٬ دوستی دارم که يک گلوله شور و حرارت است و دوستی که هميشه مثل کوه يخ منتظرست که تو اول و آخر حرف بزنی ٬ دوستی دارم که هيچ وقت نمی توانی در حضورش حرف بزنی مگر اينکه صحبتش را با تحکم قطع کنی ٬ دوستی دارم که هيچ وقت نمی توانی حدس بزنی جمله ای را که الان ازو شنيدی جدّی بود يا شوخی . و دوستی که به همه چيز دنيا می خندد ولی مطمئنم که ته دلش برای همهء آنچه در دنيا می گذرد گريه ها دارد ٬ دوستی دارم که هيچ وقت گوش نمی دهد و هميشه يکّه تاز ميدان حرّافيست حالا موضوع بحث هر چه می خواهد باشد و دوستی که هر وقت به او نگاه می کنم یک گوش بزرگ می بينم انگار همه چيز را ذخيره می کند و فقط می شنود تا شايد يک روز جواب همهء آنها را بدهد ٬ دوستی دارم که همهء زندگيش کتابها و آلبومهای فیلم و موسيقي اند و انگار چيزی به اسم آدميزاد نمی شناسد و دوستی که آدمهای کتابخوان را يک مشت ابله می داند که خودشان را پشت صفحات کتابها پنهان می کنند ٬ دوستی دارم که با همهء جانورها ( حیوانات و حشرات *) طرح دوستی می ريزد و می تواند همه را با خودش حتی به رختخواب هم ببرد و دوستی که از هر موجودی که نفس بکشد می ترسد ٬ دوستی دارم که آنقدر سر به هواست که هميشه سکندری می خورد و دوستی که آنقدر به زمين نگاه می کند که اگر برادرش را در خیابان ببيند نمی شناسد ٬ دوستی دارم که هميشه حرفایش نيشدار و آزار دهنده اند حتی اگر تمجيدت را بگوید و دوستی که اگر بد تو را هم بگوید آنقدر شيرين زبان است که باورت می شود بدترين آدم روی زمين هستی و دوستت خیلی لطف دارد که تحملت می کند ٬ دوستی دارم که هميشهء خدا هراسان و مضطرب است و اگر نيم ساعت کنارش بنشينی همهء استرسش را به تو هم منتقل می کند و دوستی که آنقدر آرام و خونسردست که بعضی وقتها دلت می خواهد ميز را توی سرش بکوبی تا شايد آن طرح افقی لبها و چشمهایش تغيير کند ٬ دوستی دارم که هميشه به دوردستها نگاه می کند ٬ انگار منتظر چيزی يا کسي ست که از آينده بياید و دوستی که هميشه چمبره زده و گذشتهء کوفتيش را مزمزه می کند ٬ دوستی دارم که آنقدر خرده گير و نکته بين است که اگر چنگالت را با دست راست برداری با عصبانیت می گوید که حتما اين کار یک دليل زشت و خودپسندانه داشته ٬ دوستی دارم که برای کوچکترين خواسته اش دست به دامن دخيل و نذر و نياز می شود و هزار امامزاده و پیغمبر زادهء ناشناس را از قبر بیرون می کشد و از شب تا صبح نماز حاجت می خواند و دوستی که معتقد است همه چیز همین لحظه است و خدایی اگر باشد برای من و تو نیست ٬ دوستی دارم که هرچیز را که به مغزش می رسد می گوید و دوستی که هر چيزی را آنقدر در ذهنش حلّاجی می کند که آخرش از گفتنش پشيمان می شود ٬ دوستی دارم که فکر می کند ديگر چيزی نمانده به آگاهی خالص برسد و روشنگر شود و دوستی که فکر می کند تمام بدبختيهای دنيا نتيجهء حماقتهای اوست ٬ دوستی دارم که همهء زندگیش مثل زوربا در سکس و زن و پول است و دوست دیگری که همیشه منتظر آن لحظهء ناب حضور عشق می ماند و معتقد است که فقط یک زن می تواند آن لحظه را ایجاد کند ، دوستی دارم که چایی نمی خورد چون می گوید که به هر حال مخدر است و دوست دیگری که به خاطر مصرف زیاد الکل شکمش دو برابر هیکلش است ....... دوستی دارم که با وجود اينکه دوستهای زيادی دارد تنهاست .....
وتولد یک دوست ...

به من گفتی بچه معروف ! و همان موقع من فکر می کردم که آن دوست راست می گفته است ، تو چه دختر مهربانی هستی !
ما هر دومان از یک جنسیم : زن ! هر دو یک رشتهء کوفتی خوانده ایم ، هر دو به یک مدرسهء کوفت تر می رفتیم و ...ولی دلیل نداشت که اینهمه جایت عمیق باشد ؟ داشت ؟ داشت ! اما دلیلش اینها نبود .
فقط دوبار دیدمت . یادت هست ؟
بار اول گفتم : تو که از من هم لاغرتری . لااقل مثل من شکمو یک " چیزی گلاسه " بخور ! اینجوری که من حس بدی دارم و تو هم معده ات را داغان می کنی . و تو گفتی : فقط چایی و سیگار !
و دومین بار کنار حافظ بودیم در شیرازو هر دو در سفر ! چای و قلیان و تفال به خواجه ...هنوز یادم هست .
زچشم لعل رمانی چو می خندند می بارند
ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو بر خیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
رخ از مهر سحر خیزان نگردانند اگر دانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
که با این درد اگر در بند درمانند درمانند
حالا می دانم که دلیل این عمیق بودنت چیست ! طول را نمی دانم اما عرض دوستیمان زیاد است . تو از آنهایی که راز پنهان ز چهره می خوانی ! شوق ایجاد می کنی اگر چه غمگین باشی و ...درمان ؟ دربندش نیستی چون آدمهایی مثل تو آمده اند که باشند و خوبی بپاشند و اگر کسی لیاقت داشت " در " از دامنشان برچیند .
من به خنده هایت فکر می کنم و از راهت نمی پرسم دوست من . و سلام می کنم به تو و همهء آدمهایی که آرمانشان خوبی ست !
خوب شد که آمدی . تولدت مبارک خانومی !
راستی شبدیزخدا بیامرز گفت که این آدمه با وجود اینکه واسه خودش سخته ولی وجودش تو این دنیای ...ی مهم و لازمه !

لیلا | 06:28 PM | به من تبریک نگین تولد بوداست (10)