آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« بابا عمه ام کجاست ؟ | صفحه اصلی | بعدا می گم ! »


دوشنبه 11 آبان 1383
آخرین چهارپایهء گوشهء سمت چپ کلاس

چهار پایه را بلند می کنم و می برم پشت آخرین میز گوشهء سمت چپ کلاس می گذارم . سعی می کنم صدای قیژ برخورد پایه های صندلی با کف موزائیکی کلاس بلند نشود تا مبادا از خواب بیدار شوم .
همیشه این پسر ها هستند که عقب کلاس را قرق می کنند و ما مجبوریم جلوی کلاس بنشینیم و آنقدر سیخ و صاف باشیم که حتی نشود کمی خواب ببینیم .من نمی دانم کدام احمقی این میزهای پهن و چهارپایه هن ردیف کلاس نشستی یک چیزی را بی هوا پرت کنی زیر میز و وقتی برای برداشتنش پایین می روی منظرهء کنگره کنگره ای را سیر تماشا کنی . خیلی جالب است : بعضی ها یک وری می نشینند و بعضی دقیقا مرکز ثقلشان را روی چهارپایه تنظیم می کنند . هر کدام به نوعی زیباست ...
البته من نمی توانم این کار را انجام دهم چون همیشه این پسر ها هستند که عقب کلاس را قرق می کنند و ما مجبوریم جلوی کلاس بنشینیم و آنقدر سیخ و صاف باشیم که حتی نشود کم�%6ه ها پشت سرش می گویند بچه ...ی ! واقعا که ...یک روزی به همه شان می فهمانم .
او عاشق من است . البته هیچ چیزی نگفته است ولی من خودم می دانم . من هم عاشق او هستم و می دانم که چطور با زیرکی برای اینکه رد گم کند به جای اینکه مثل بقیهء پسرها دختر ها را و مخصوصا مرا که عاشقم است دید بزند همیشه به پسرها نگاه می کند . با اینکه درسش خیلی خوب نیست ولی پشتکار زیادی دارد و همیشه هم جایش روبروی میز استاد است . بچه ها می گویند پسرهء عسلD8�ن تخته است استاد سر می رسد . و او هم که خیلی به نظافت همه چیز و خصوصا لباسش اهمیت می دهد همیشه دستپاچه می شود . خوشحالم از اینکه من فقط عاشقش هستم و او عاشق منست . می توانم کاملا مطمئن باشم که او فقط مال منست . همیشه بین دختر ها می نشیند و دخترها هم می گویند که او کبریت بی خطر است . این هم از زرنگی اش است .
دل وجانم به تو مشغول و نظردرچپ وراست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی ...
صدای قرچ چ چ چ کشیده شدن گچ روی تخته س�%8

لیلا | 02:28 PM | D: (18)