
تا 1 ساعت پیش بیمارستان بودم و قراره عصر دوباره برم برای سونو گرافی و اکو! تا حالا با چهار تا دکتر حرف زدم و چهارتا چیز مختلف گفتن ! ایراد از علم پزشکی نیست ...ایراد از منه! ایراد از ماست که اینقدر به تکنولوژی تکیه کردیم ، نوار قلب ، سونوگرافی ، اکو ، ماشین ، دوا ، دکتر ، ...در حالی که خودمون می دونیم چه مرگمونه ! خیلی ساده و در عین حال وحشت انگیزه ولی دیلش همینه : " ما گم شدیم ! "
میون تمام چیزهایی که ساختیم ، می دونیم ، تهیه می کنیم و بهشون مراجعه می کنیم تا از توشون : " سلامتی ، شادی و آرامش " رو پیدا کنیم ، گم شدیم و هیچ کدوم رو نمی بینیم . یعنی خودمون رو هم نمی بینیم . من می دونم چه مرضی دارم ! اسم بیماری رو هم می دونم : " سرگشتگی انسان مدرن " ، " گم شدگی آدم های متجدد روشنفکر " ، " خفه شدن در اثر بی عشقی " ، " دور افتادن از طبیعت و آفرینش " ، " دل بستگی و وابستگی به موهومات و دل کندن از خدا و عشق و قانون زیستن " ، دلم می خواست زمان بر می گشت به زندگی های گذشته ام ! آنوقت زاویهء پرش ام را طوری تنظیم می کردم که هرگز در این عصر نکبت فرود نیایم !