
نمی دونم این چه سری ایه که تو زندگی من هیچ آدم ، هیچ چیزو یا هیچ مفهومی به طور کل از چرخه حذف نمی شه ! بعضی اوقات با یک چرخش و یا حرکت ناگهانی یکی از اینها به نظر به سرعت و با یک جهش ناگهانی از سیستم کنده می شه و دور می شه و من فکر می کنم که الان نیروی جاذبهء یک چرخهء دیگه اون تیکه رو به سمت خودش می کشه و بعد هم اون که تا ابد و یا تا یک چرخش ناگهانی دیگه درگیر نیروی گریز از مرکز دیگری شده تو زندگی من پیداش نمی شه ! ولی با کمال حیرت بعد از چند دور چرخیدن می بینم که ا ا ا ا ا ا این که بازم تو جریان زندگی منه؟ به نظرم اینجوریه که همه چیز اینقدر کسل کننده و بی مزه شده ! من مجبورم تا ابد در چرخهء کوچک زندگی خودم بمانم ، هیچ جزئی از آن تغییر نکند و از چرخه بیرون نرود و هیچ جزئی به آن اضافه نشود مگر اینکه به صورت عنصری ثابت در آید .
Photo by : Miftahur Rizka
http://frixin.deviantart.com
توجه : عکاس يک دختر 15 سالهء اهل قطر است