
همیشه از توضیح و تشریح چیزها ، خصوصا اگر این چیزها ، حرفهای خودم باشند متنفر بودم . آدم یک تصویری را می کشد یا آدمها و حتی خودش آن را می فهمند و یا نمی فهمند . آدم یک تئوری یا یک عقیده ای را می گوید یا قابل فهم است یا نیست ، اگر نباشد ، قابل تشریح و توضیح هم نیست . همه چیز که فیزیک و شیمی نیست که بشود فرمولهای آن را ارائه کرد و ساده سازی کرد تا هلو برو تو گلو شود . بعضی چیزها از یک لایه های خاصی از آدم در می آید و وقتی می گوییشان تازه می فهمی که عجب لایهء عجیب غریبی بوده این . چون هیچ کس نفهمیده چی گفتی وتو هم خوشحالی که یک لایه کشف کردی و می روی پی کارت . بیکار که نیستی ، بنشینی چیزی را که خودت هم همین چند لحظه پیش کشف کردی ، برای آدمها تشریح کنی . تازه شاید خودت هم هنوز ندانی چیست .
به هر حال این یکی از معضلاتی است که من به تازگی به آن پی بردم . خصوصا بین آدمهایی که خیلی به من نزدیکترند و خودم . یک آدم عاقلی بود می گفت کلا که زنها سیستم مغزشون بیشتر لایه ای و تو در توست . یعنی زنها هم مردها رو خیلی سورپرایز می کنند و هم خودشون خیلی از خودشون متعجب می شوند . من که فارغ از مسئلهء جنسیت هر لحظه خودم را شوک می کنم . می گویند برای قلب بد است ولی برای جلوگیری از روزمرگی مفید فایده است . روزی سه بار به میزان لازم مصرف کنید . اگر مرد هستید و مجرد ، پس از کمبود این سورپریزها رنج می برید ........نتیجه ------------> فورا متاهل شوید . و اگر از ازدیاد این حالات قلبتان درد می گیرد یا تغییر جنسیت دهید و یا زوجه را بکشید !