آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« اندر کشفیات شیخ | صفحه اصلی | عشق از عاشق جداست ؟ »


شنبه 22 دی 1386
جاذبه


"جمله ی ذرات عالم در نهان
با تو می گویند روزان و شبان
ماسمیعیم و بشیریم و هشیم
با شما نا محرمان ما خامشیم
چون شماسوی جمادی می روید
محرم جان جمادان می شوید "

چند وقتی ست عاشق شدی ...سکه های یی چینگ را در دستت می گردانی و می ریزی ..." عبور از آب بزرگ مفید فایده خواهد بود ..." با سر پیش می روی و دل به عاشقی می سپاری...
معشوق دل آزار قهر کرده و رفته ، تفاعلی به خواجه شیراز می زنی ..." یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ..." خوشحالی و منتظر می مانی.
معشوق چموش برگشته ولی اوضاع خوب نیست ، دلش هوای دیگری را دارد و دلت هوای دیگری ...از میان برگه های تاروت ورقی را بیرون می کشی ..." برج ! " ...زن و مردی که از برج در حال سوختن به پایین سقوط می کنند ...دل به دریا می زنی و دورهء عاشقی را خاتمه یافته اعلام می کنی .

"هیچ عاشق خود نباشد وصل جو
که نه معشوق اش بود جویای او
تشنه می نالد که کو آب گوار
آب هم نالد که کو آن آب خوار
تشنگان گر آب جویند از جهان
آب هم جوید به عالم تشنگان"

این روزها دوباره سینماییان و نویسندگان و متفکران قانون جاذبه را کشف کرده اند و پیرامون آن جولان می دهند ، فیلم " راز " را که تا به حال چندین بار از شبکه چهار سیما پخش شده شاید دیده باشید ، نسخهء اصل آن را معلمین یوگا و مدیتیشن به شاگردان خود می دهند و کتاب جیبی آن در کتابفروشی ها پیدا می شود . چیز خوبی ست ، برای شروع مفید است ولی به دلیل اینکه هرچیزی در کشور ما کشف می شود سریعا به جای اینکه استفاده شود استعمال می شود . باید مواظب بود . حضرت مولانا تمام قوانین جاذبه و عمل و عکس العمل را به گوش نا شنوای ما سالها پیش خواند و رفت و الان متخصصین علوم متافیزیک دارند همانها را با زبان الکن خودشان به خوردمان می دهند . و خیلی از جویندگان علوم باطنی هم آنها را به عنوان حقایق دنیای غیر مادی از جان و دل می نوشند . اولا که هم قانون جاذبه و هم عمل و عکس العمل ( کارما ) قوانین کاملا مادی هستند . و هم اینکه شیخ ما خیلی صریح تر و زیباتر همه را گفته ولی ما عادت داریم همهء حرفهای خوب را از زبان غیر بشنویم و بپذیریم . دوما عصبانی نشوید اگر پای متافیزیک و اینجور چیزها وسط بیاید خودم بیشتر از همه تان یقه جر می دهم .

این جهان کوه است و فعل ما ندا"
از نداها سوی ما آید صدا "

تا به حال چند بار شده که به کسی فکر کنید و زنگ تلفنتان را به صدا در آورد ؟ چند بار شده که موضوعی که در بیداری فکرتان را مشغول کرده و یا حواستان را به خودش واداشته در خواب هم دست از سرتان برندارد؟ تا به حال کسی را از ته دل خواسته اید که او جوابتان را نداده باشد ؟... شاید خیلی هایش را تایید کنید و برای خیلی از آنها مثال نقض بیاوریم . برای تایید قضیه جوابی نیست و موضوع به سادگی قانون جاذبه قابل درک است و البته چون کشف قانون جاذبه با سادگی درک آن نبوده کشف این قبیل چیزها هم سخت است و برای همین مردم آن را به ماوراء الطبیعه ، تله پاتی ، حس ششم و ...چیزهای سخت سخت ربط می دهند ولی در مورد نقض آن ماده گراها در صف اول و بعد معتقدین به ماوراء ماده در صفوف بعد آمادهء کوبیدن هستند . ایرادات کار کجا هستند ؟
- ما همیشه چیزی را که می خواهیم در ذهن و دلمان نمی بینیم ، بدین معنی که خود آگاه و نا خود آگاه ممکن است در خواستن با هم همسو نباشند . یکی چیزی را بخواهد و آن یکی بترسد و یا یکی بخواهد و دیگری با منعیات اخلاقی و دینی و منطقی و هر کوفت دیگری بکوبتش و یا یکی بخواهد و آن یکی نداند که می خواهد و یا بداند ولی آنقدر منفی باشد که هرچه این می ریسد آن پنبه کند ...

آب گل خواهد که در دریا رود"
گل گرفته پای او را می کشد"

مادر من شاید مرا از خودم هم بیشتر دوست بدارد و از ته قلب برایم آرزویی داشته باشد ، کلی هم دعا و نذر و نیاز و صدقه و جادو جنبل مجاز انجام دهد تا آرزویش برای دخترش برآورده شود . با خدا هم معامله می کند که ببین خدا من برای خودم که نمی خواهم برای این تخم...می خواهم ، پس خودخواهی هم نیست و دعای غیر هم باید برآورده شود . ولی برآورده که نمی شود هیچ ، چیزی که برایم پیش می آید درست نقطهء مقابل خواسته مادر عزیز است ...چرا ؟ برای اینکه من یک چیز می خواهم ، مامان جان یک چیز می خواهد ، بابا جان ...و همهء فامیل اگر باشند که دیگر ملغمهء خواهش چیز چندش آوری ست و فلک بدبخت نه می داند چه چیز باید بدهد و نه می تواند خواستهء این همه را در قالب یک " چیز " برآورده کند ، گه گیجه می گیرد و گند می زند به زندگی من بدبخت . حتی شاید ظاهر قضیه این باشد که همه یک چیز بخواهند ولی واقعیت اینست که امکان اینکه ارتعاشات خواستهء دو نفر یک جور باشد ، بسیار ناچیز است .

این بدین سو ، آن بدان سو می کشد"
هر یکی گوید منم راه رشد "

گاهی این چندین خواهی و گونه گونی خواهش فقط از خود من در می آید و من به علت تمرکز زیاد!!!آنقدر در یک لحظهء هشیار " چیز " می طلبم که فلک یک چیزی پرت می کند تو سرم و می گوید بیا برو گم شو از جلوی چشمم و تا نفهمیدی که چی می خواهی برنگرد .

از درون خویش این آوازها"
منع کن تا کشف گردد رازها"


بعضی وقتها هم این فکر ها که بعضی هایشان شکل ببعی هستند و بعضی شبیه ابر با هم قاطی می شوند و ببعی ها ابر ها را می خورند و بالعکس !

هر خیالی را خیالی می خورد "
فکر ، آن فکر دگر را می چرد "


این تعبیر خوابهای یونگی را شنیده اید ؟ آنقدر راجع به احساسات خودت نسبت به چیزهایی که در خواب دیده ای می پرسند که آخر سر خودت خواب خودت را تعبیر می کنی و می فهمی که نتیجهء لاطائلاتی بوده که به آنها اعتقاد داری و یا چرندیاتی که به آنها فکر می کنی ...

" همچو آن وقتی که خواب اندر روی
تو ز پیش خود به پیش خود شوی
بشنوی از خویش و پنداری فلان
با تو اندر خواب گفته است آن نهان

بس عجب در خواب روشن می شود
دل درون خواب روزن می شود "


حالا اینکه چطور همهء ارتعاشات و خواهش ها و خوابها و فکرها و لاطائلات را همسو کنیم ، چیزی است که من بلدش نیستم .
*همه اشعار متعلق به حضرت مولانا هستند

لیلا | 10:50 PM | تو بلدی ؟ (10)