آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (29)
مادرانه (14)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (51)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« Maharishi Mahesh Yogi Dies at 91 | صفحه اصلی | Only a fool would speculate about the life of a woman »


دوشنبه 22 بهمن 1386
مرگ " کارما " ی تولد است *

خدای من : " حضرت حق " و مذهبم : راستی ، درستی ، حقیقت و آگاهی ست . همواره سعی می کنم یک پیرو خوب باقی بمانم . دروغ نگویم ، اخلاقیات را رعایت کنم ، به دنبال کسب آگاهی باشم و اگر چیزی می آموزم به مردم " اطلاعات " نفروشم ، اگر می توانم بر آگاهیی بیفزایم و بر آگاهیم بیفزایم . انسانها به " داده " ها نیازی ندارند . انسانها به شادی و آرامش نیاز دارند . دوست دارم اگر خطایی کردم ردی بر دلی نگذارم و اگر خطایی دیدم ردی بر دلم نماند . دروغ را تحمل نمی کنم ولی در دنیای پر از دروغ با آن مبارزه هم نمی کنم . شاید از منظر خیلی ها فقط می گریزم و از منظر خودم هم می گریزم تا جایی را بیابم که حقیقت حکمفرما باشد ، حتی اگر به جایی برسم که حقیقت مطلق فقط در درون " خود " است . فرزند زمان حال هستم . آینده نگری ویژه ای ندارم و این خیلی بد است و گذشته ام را غرغره نمی کنم . هرکس معلمی برایم باشد را می ستایم و ارج می نهم . ماهاریشی استاد بزرگ و نوری بزرگتر بود . برای همین دوستش دارم و به قول دوستم برای کسی که به رهایی رسیده است عذاداری نمی کنم . به امید روزی که جهان از " ریشی " ها پر باشد ، آگاهی فرمانروای یگانهء همهء مردم دنیا باشد و صلح و آرامش تنها قانون زندگی مردمان .

*****


ماهاریشی ماهش یوگی متولد دوازدهم ژانویه 1907 در ایالت "مادهیا پرادش" هند بود . اگرچه خود او اين تاريخ را
هيچگاه مورد تاييد قرار نداد. سال های اولیه عمر او در هاله ای از رمز و راز قرار دارد. او خودش در این باره گفت: : "دیرنشین ها قرار نیست درباره خودشان حرف بزنند؛ پیام مهم است نه شخص." وي سه هفته پس از آنكه پيروان خود را آگاه كرد كه رسالتش به پايان آمده است و به سكوت پناه برد، جان سپرد. قرار است جسد او ظرف روزهاي آينده براي مراسم تشييع به هند منتقل شود.
ماهاریشی مدتی شاگرد سوامی برهماناندا ساراسواتی بود که شانکار آچاریا بود و در هیمالیا اقامت داشت. شاگردی گورو دو(guru Dev) برای ماهاریشی بار عظیمی داشت و وی همواره از او به نیکی یاد میکرد. او علاوه بر تی ام و سیدهی ، در آیورودا ( طب سنتی ودایی ) ، جیوتیش ( ستاره بینی ودایی ) و یوگا نیز صاحب سبک بود. تفسیر کتاب مقدس بهاگاواد گیتا نیز یکی از آثار او بشمار می رود.
او تعاليم مربوط به "تي ام" را از سال ‪ ۱۹۵۵‬آغاز كرد و اين تكنيك را در سال ‪ ۱۹۵۹‬به آمريكا برد. اما رشد اين جنبش با شركت گروه موسيقي "بيتل ها" در يكي از جلسات آموزشي اين معلم بزرگ هندي در "ولز" در سال ‪۱۹۶۷‬ اوج گرفت.
او حدود شش ميليون پيرو در جهان دارد كه هر صبح و عصر ‪ ۲۰‬دقيقه با ذكر يك مانترا (يك عبارت يا آواي مخصوص سانسکریت) به مدیتیشن مي‌پردازند و به درون ناخودآگاه خود سفر مي‌كنند.
يكي از گفته‌هاي مشهور او كه در يك گفت و گو در سال ‪ ۲۰۰۶‬بيان كرد اين است: با ظلمت جنگ نكن. نور را بياور، تاريكي ناپديد خواهد شد.
بناي مراكز مديتيشن يا كاخ‌هاي صلح در چند شهر جهان از اقدامات بنياد اين معلم بزرگ (گورو) هندي است. او هزينه صدها مدرسه در هند را تامين مي‌كرد كه اين هزينه‌ها از شهريه آموزش "تي ام" به علاقمندان تامين مي‌شد. قابل ذکر است که برای آموزش این تکنیک و این تعلیمات هیچ وقت تبلیغات خاصی در هیچ کجای دنیا وجود نداشته است .
ماهاریشی "تي ام" را "حوزه واحد تمام قوانين طبيعت" توصيف مي‌كرد.
مراقبه ای که در این آموزش پیشنهاد می شود بر اساس تکرار یک مانترا است . ماهاریشی می گوید که هرکسی و با هر عقیده و مذهبی می تواند این مراقبه را انجام دهد و از آثار مثبت آن بهره ببرد .
من در اینجا نمی خواهم به بحث در مورد این نوع مراقبه بپردازم ، فقط به اختصار عرض می کنم که این مراقبه ( TM ) (ترانسندنتال مديتيشن) فقط یک تکنیک ذهنی است و نه یک طرز تفکر و یا ایدئولوژی و هدف آن دستیابی به آرامش ، شادی و در نهایت آگاهی ست .
ماهاریشی یوگی پس از چند دهه تعلیم تی ام اخیرا طرح "مراقبه دسته جمعی" را اعلام کرد تا به فقر جهانی پایان دهد و صلح در سراسر گیتی برقرار شود.

بخشی از اندیشه های ماهاریشی :
« جو یا هاله زندگی فردی متشکل از تشعشعات ذهنی وجسمی اوست ، و کیفیت آن بستگی دارد به تاثیرات مربوط به افکار و اعمال او که به اطراف پراکنده می شود . هرکس جو مربوط به خودش را ایجاد می کند ، و این نیز به وسیله جوی که یکایک افراد دیگر به وجود می آورند تحت تاثیر قرار می گیرد . هنگامی که ذهن در تطابق با قانون کیهانی و هستی نباشد عملکرد آن نیز بر حسب قوانین طبیعت نخواهد بود . چنین ذهنی بطور ناخواسته و غیرعمدی موجب انتشار عدم توازن خواهد شد . هرنوع فکرو یا فعالیتی که بتوسط فردی انجام شود که در جهت تکامل طبیعی و هدف کیهانی باشد ، اثراتی مطابق با قوانین طبیعی ایجاد خواهد کرد . ولی اگر این فعالیتها با هدف کیهانی توافق نداشته باشند ، آنها بر ضد سیر طبیعی تکامل خواهند بود و سیر طبیعی تکامل فردی تغییر شکل خواهد داد . در اینجا لزوم پیش گرفتن یک زندگی پرهیزگارانه معلوم می شود زیرا هرآنچه بر طبق اصول اخلاقی ، پرهیزگارانه و صادقانه است در واقع بر طبق قوانین طبیعی است و همه آنچه که غیراخلاقی ، گناه آلود و مضر است مخالف سیر تکامل است .
موقعی که به اتاق یک فرد شرور وارد شویم آثار نامطلوب وجوداو را احساس خواهیم کرد ، و برعکس هنگامی که در جوار انسانی نیک قرار گیریم به فوریت آثار توازن را از وجود او درک می کنیم . آثار وجودی او در دیوارها ، سقف و زمین اتاق یافت می شود و همین آثار در درون ما احساس خوشی به وجود می آورد .
اگر هر قسمت ار درخت تماس مستقیم خود را با شیره از دست بدهد ، پژمرده می گردد . همینطور اگر هر جنبه ای از زندگی فردی ، هماهنگی خود با وجود هستی را از دست بدهد از فقدان هستی رنج خواهد برد . موقعی که ذهن به طور دائمی در آرزوها و تمایلات درگیر و مابین راهها و هدفهای گوناگون زندگی سرگردان باشد ، به آرامش نایل نخواهد شد چرا که هیچ چیزی در دنیا قادر نخواهد بود که ذهن را بطور دائمی ارضاء کند زیرا همه چیز در این دنیا فناپذیر و متغیر است .
یک باغبان با تجربه هنگامی که برگ پژمرده ای را می بیند ، به خود زحمت نمی دهد که به آن توجه کند ، بلکه آن را خطری برای تمام درخت محسوب کرده و توجه خود را به ریشه معطوف می کند . در صورتی که زندگی انسان هماهنگ با طبیعت نباشد ، او موجب ایجاد ناهماهنگی در سیر طبیعی تکامل خواهد شد و بزرگترین اثر این ناهماهنگی ، به خود فرد برگشت می کند .
در صورتی که بخواهیم سلامت فرد را بطور کامل بررسی کنیم ، نمی توان فقط بخشی از آن را در نظر گرفت . سلامت یک دست را فقط در قالب سلامتی تمام بدن می توان در نظر داشت و سلامت بدن را نیز بر حسب سلامتی سلسله اعصاب ، که این نیز به نوبه خود به ذهن وابسته است . بررسی سلامتی انسان بر حسب فیزیولوژی و روانشناسی کافی نیست .
علت اصلی رنجهای جسمی و ذهنی در جهان ، جهل نسبت به هستی است و جهل نسبت به این واقعیت که در اثر رسوخ هستی در ذهن ، بدن و محیط ، علت اصلی کلیه امراض و ناراحتی ها از بین خواهد رفت . »
ماهاریشی زندگی اش را در بازشناسی ارزش سكوت ، سكوت تابان در كوه مقدس آروناچالا در جنوب هند سپری كرد.هزاران نفر از جویندگان حقیقت و معنویت ، از طریق و راه او به درجات بالاتر آگاهی و بسیاری نیز به روشن بینی رسیده اند.اكنون نیز روزانه صدها نفر از سراسر هند و اقصا نقاط جهان به دیدار ((اشرام)) او می آیند ، تا از برنامه غنی كه هر روزه صبح و عصر در اشرام او برگزار میشود و از سكوت بی نظیر آن مكان مقدس ، برای رسیدن به درجات بالاتر آگاهی برخوردار شوند.
زیبایی تعالیم ماهاریشی در سادگی و قابل فهم بودن این تعالیم برای مردم عادی است.هر كلمه او حقیقتی را كه هر فرد در زندگی روزمره خود تجربه میكند ، جلوه گر می سازد.او میگوید همانگونه كه حقایق مربوط به گرسنگی ، خواب و رویا را همه تجربه می كنند ، حقیقت وجود نیز باید در دسترس همگان در هر زمان ، مكان و شرایطی قرار بگیرد.
او میگوید: حقیقت یعنی واقعیت موجود ، نه چیز ایده آل و تخیلی. حقیقتی كه درون هر انسان موجود است ((نور آگاهی)) است و هیچكس نمیتواند ادعا كند كه این حقیقت را نمیداند. حتی انكار این حقیقت ، نشاندهنده وجود آنست.
خداوند بشر را تصویری از خویش خلق نمود و این نشانده آن است كه وجود بشر الهی است ، ذات الهی بشر فنا ناپذیر است و فقط ممكن است مدتی با غبار جهالت پوشانده شود ، ولی میتوان این ذات الهی را از زیر غبار بیرون آورد و با نور آن دنیا آن را روشن كرد. ماهاریشی بر خلاف سایر فلاسفه و علما و متفکرین علاقه ای به قبول یا رد تئوری ها نداشت.هنگامی كه سوالی مطرح میشد بجای جواب لفظی ، سوال كننده را به عمق سوال و تردیدش راهنمایی میكرد.
*اگر چنین سوالی مطرح میشد:آیا تولد دوباره ای وجود دارد؟
جواب او به این صورت بود: سوال كننده كیست؟ چه كسی میخواهد در باره تولد دوباره بداند؟
*چرا درد و رنج در دنیا وجود دارد؟
این سوال را در خوابتان مطرح كنید.
ماهاریشی نمی خواست تا به این روش از پاسخ دادن طفره برود ، بلكه میخواست تا به این وسیله توجه سوال كننده را از متن به جواب واقعی كه ((خود سوال كننده)) است معطوف دارد.
*هنگامی كه یك فرد بسیار تردید میكرد و شك داشت ماهاریشی به او میگفت: در مورد شك كننده باید تردید داشت.
شك كننده منشا تمام شك هاست ، اگر شك كننده روشن شود ، شك ها نیز بر طرف خواهند شد.
*برای چه كسی شك وجود دارد؟ سوال كننده كیست؟
تلاش زیاد بشر تا كنون صرف دانستن مطالبی در خارج از وجود خویش شده است.تحقیقات بسیار و انتشارات بی نهایتی در باره آفرینش،تكامل،طبیعت،جهان،مرگ،ستاره ها،ماه و غیره انجام گرفته است.تمدنهای بسیار و با شكوهی آمده و رفته اند ، ولی بشر همچنان در سردرگمی و عدم آگاهی در مورد خویشتن باقی مانده است.چرا؟
در حالی كه بشر در تلاش هایش برای غلبه بر طبیعت ، مسائل تاریخی ، جفرافیایی و نجومی به پیشرفت های بسیار چشمگیری نائل شده است ، هنوز نمیداندكه خود او واقعا كیست و چیست؟
تكنیك ((من كیستم؟))طراح این سوال نهایی است.
مهمترین سوال او اینست كه واقعیت درونی انسان چیست؟
نوشته ها میگویند كه واقعیت درونی انسان (( سات ، چیت ، آناندا ، سوآرو پا)) به معنی((آگاهی ، دانش ، و شادی)) است و او با خداوند در وحدت و یگانگی می باشد.این تعریف فوق العاده است ولی آیا بشر آنرا درك میند؟
ماهاریشی روی منشا مساله میرود و توجه را روی منشا تمام تجربیات ، كه ((تجربه كننده))است میگذارد.او میگوید : طبیعت واقعی بشر شادی است ، هر انسانی بدون استثتا و به طور آگاهانه یا نا آگاهانه به دنبال شادی است.
بشر همواره خواهان شادی مطلق و جاودان ، مبرا از هر نوع رنگ ناشادی است.شادی غریزه واقعی بشر است و تلاش او برای كسب شادی ، تلاش نا آگاهانه ی او برای یافتن واقعیت خویش است.خواسته و آرزوی بشر برای شادی نشان دهنده همیشگی بودن شادی در خود او (خود بزرگ یا خویشتن خویش) می باشد. در غیر اینصورت چنین خواسته ای را به طور مداوم نداشت.
اگر سردرد طبیعی بشر بود ، هیچكس برای رهایی از آن تلاش نمیكرد ، ولی هركس كه مبتلا به سردرد می شود ، نهایت تلاشش را برای خلاصی از آن انجام میدهد.زیرا تجربه لحظات بدون سردرد را نیز داشته است.
بشر تنها به دنبال چیزهای طبیعی است ، شادی در طبیعت انسان است و به این جهت او به دنبال شادی است .
آموزش ما بر این اصل استوار است:
*من جسم نیستم * من ذهن نیستم * زمان و مكان برای من محدودیتی ندارد * من ماوراء زمان و مكان هستم * من همیشه و در همه جا هستم *
ما آگاهی مطلق و بی حد و مرز هستیم ، ما در حد كمال و كاملا آزاد هستیم و از حقیقت و آزادی مجزا نمی باشیم.
وجود ما هم اكنون همان چیزی است كه همواره به دنبال آن گشته ایم و دیگران بدنبال آن هستند.
راهنمایی های ماهریشی برای رسیدن به این اصول بسیار ساده و لذتبخش است.
*كاملا آرام ، مطلقا آرام باشید ، خود را خواهید یافت .

* عنوان متعلق به دوست عزیزم راحیل ( از اون بالا ) است .
در همین رابطه بخوانید :
سروش
رهایی

لیلا | 07:33 PM | نظرات (49)