آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« جنگ با " سوء تفاهم " | صفحه اصلی | **یک نوشته پداگوژیکی »


جمعه 20 اردیبهشت 1387
تصویر


این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغدان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او حیرانیم


ميلهء بلندي را در دست گرفته و مي چرخاند ، دايره اي در هوا تصوير مي شود و ميله ناپديد مي شود . هرچه سرعت چرخش ميله سريعتر مي شود ، دايره واضح تر است و ميله محوتر ...
من روي آن دايره نشسته ام و مي نويسم ، تو روي دايره نشسته اي و مي خواني ، آن ديگري روي چرخه راه مي رود ، يكي مي دود ، آن يكي گريه مي كند واشكهايش بر خلاف انتظاري كه دارد و فكر مي كند دايره را تر مي كنند ، رو به بالا مي روند ، يكي مي خندد ، او مي رقصد ، آن دونفر دست هم را گرفته اند و مي روند ، آن دو ديگري هم با هم مي روند ولي يكي كند قدم بر مي دارد و ديگري مي دود ، يكي ازآنها از دايره به بيرون مي افتد و در دايره اي ديگر ادامه مسير مي دهد . هر يك نفر و يا چند نفر روي دايره اي هستند و تمام اين دواير روي دايره اي بزرگتر ...
هيچ كدام محور اصلي و باعث تصوير را نمي بينيم و حس نمي كنيم كه روي هيچ راه مي رويم ، گاهي يك نفر راه ديگري را سد مي كند ، خواسته يا ناخواسته ، گاهی یک نفر دایره را ترک می کند با میل خود و یا بدون رضایت . هیچ کس به میله نزدیک تر نیست ، مگر اینکه در دایره نچرخد . می توانیم خارج شویم ؟ باید بازی را بدانیم ، کسی سد راهمان نباشد و باید سد راه کسی نباشیم و نباید بترسیم .
مفاهیمی که در دور این چرخش نادیدنی با آنها در تماسیم همه شان وابسته به چیزی اند که وجود ندارد و خود ناشی از منبعی نادیدنی ست . پایمان روی هیچ چرخان است و نگاهمان ؟؟؟مفاهیم را از روی همین تصویر می بینیم و فقط روی این تصویر معنا دارند . هر لحظه خودمان را سنگین تر می کنیم و جای پایمان را روی چیزی محکم می کنیم که فقط یک عکس است و اگر چرخیدنی در کار نباشد آن هم نیست .
این ها فرهنگ لغات دایره ماست :
شادی : تجربهء یک لحظه بودن بیرون از دایره
غم : باور کردن تصویر
درد : وقتی که دایرهء ناموجود در ما فرو می رود
دروغ : دایره ای که زیر پای ماست
حقیقت : منبع اصلی
ظلم : چپاندن دایره خودمان به دیگران
آزادی : حق انتخاب برای سواکردن دایره
خیانت : سنگین تر کردن پایبست چرخش
ازدواج : پذیرفتن دایرهء دیگری به جای خودمان
عشق : وقتی که مست راه رفتن نفر جلویی یا پشت سری روی دایره خودمان و یا دایره ای دیگر می شویم
سکوت : نگاه
حسادت : جای نداشتهء دیگری را می خواهیم
برنده : چیزی را به ما می دهند که که نیست
بازنده : چیزی را از ما می گیرند که نیست
خوبی : راه را برای کسی باز کردن
بدی : راه را بر کسی بستن

من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بندهء آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

می : هرکسی از ظن خود شد یار می !

تا کی غم آن خورم که دانم یا نه
این عمر به خوش دلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
این دم که فرو برم برآرم یا نه

دانستن : ندیده انگاشتن دایره
ندانستن : دایره هست !
دوستی : همراهی
زشتی : دایرهء ناهموار
زیبایی : دایرهء هموار و صیقلی

لیلا | 09:46 AM | صور خیالی (32)