آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« زوایای پنهان | صفحه اصلی | هر روز به قصه دل من گوش می کنی »


چهارشنبه 13 شهریور 1387
به دون شرح !!!

این روزها یکی از تفریحات من اینست که هر روز با شوق و ذوق به این شمارشگر سایتم سر می زنم تا ببینم ملت با چه جستجوهایی سر از " عاقلانه " در می آورند. جدا از عبارتهای فوق با ادبانه و کاف دار گاهی می بینم که بعضی ها عجب فانتزی های مریض و ناجوری دارند و به عمه و خالهء خودشان هم رحم نمی کنند .ولی گاهی اوقات این عبارتها بسی جالب است
چند روز پیش یکی از جستجوها این بود : " چگونه از یک شخص باسواد استفاده کنیم ؟"
خیلی خوشحالم که یک " شخص باسواد " نیستم وگرنه طرف شاید به دستمال توالت احتیاج داشته باشد .
*
چند روز پیش این آقای سراج که همهء آهنگها را هم شبیه هم می خواند داشت یک چیزی توی تلویزیون می خواند . پایین صفحه نمایش هر از چند ثانیه اسم شعر ، خواننده و شاعر را می نوشت . شاعر : مولوی ! من هی گوش می دادم و دلم نمی آمد کانال را عوض کنم . سراج را دوست ندارم جز آن کارهای قدیمی اش ولی خب عاشق حضرت مولانا هستم . هرچه گوش دادم شعر آشنا نبود . آخرین بیتی که جناب سراج قرائت فرمودند تخلص " سنایی " داشت . لب و دندان سنایی ....
*
دردیالوگی از یک کتاب ( رمان عذاب وجدان – آلبا دسس پدس ) مرد مذهبی و معتقد به اصول کلیسا به زنی که لامذهب است سرکوفت می زند که خودخواه است .
زن : آیا به نظر شما خود پسندی شما بیشتر نیست که می خواهید به جای رفتن به " هیچ " پا به بهشت بگذارید ؟
*
چند شب پیش یک برنامه تلویزیونی پخش شد به اسم " شوک " راجع به مدبود و هرچه چیز عجیب و غریب که من تا به حال به چشمم ندیده بودم به اسم شهروند ایرانی به ما نشان دادو همه را هم به شیطان پرستی ربط داد . من نمی دانم اگر اینها واقعی بودند و لباس به تنشان نکرده بودند چطور گ-ش-ت ا-ر-ش-ا-د مورد مرحمت قرارشان نمی دهد ؟...بگذریم ...پسر جوانی با موهای عجیب که دو طرف سرش را هم با نقش و نگار اصلاح کرده بود گردنبند "یین – یانگ "ش را به دوربین نشان داد و گفت : این علامتیه که خلافکارهای ژاپنی روی بدنشان خالکوبی می کنند !!!!
*
رفته بودم عود بخرم . آقای مغازه دار که ظاهرش شبیه یوگی ها بود و خیلی عاقل اندر سفیه به من نگاه می کرد گفت : اگر می خواهید که فقط فضا رو خوشبو کنید از این عود اوپیوم ( همان افیون خودمان است ) ببرید ولی اگر استفادهء خاصی دارید بگید.
*
برای مراسم چهلم یکی از آشنایان رفته بودیم رستوران ، حدود 200 نفر آشنا نشسته بودیم و پشت سر هم برنامه های مختلف اجرا می شد . یکی می آمد پیانو می زد و یکی شعر می خواند و ...ساعت نزدیک 11 بود ومنتظر بودیم که شام ( به صورت سلف سرویس ) شروع شود. دختر برادرم گرسنه بود . با کلافگی پرسید : بابا پس چرا غذا سفارش نمی دیم ؟ همان موقع یک سری آدم آمدند خداحافظی کردند و رفتند . دوباره پرسید : اینا چرا می رن ؟ اگه غذا نمی خورن پس چرا اومده بودن رستوران ؟

*
سخنگوی قوه قضائیه در واکنش به اعدام افراد زیر ۱۸ سال در ایران با اعلام این‌که «اعدام با قصاص» فرق دارد گفت که «قصاص حق خصوصی افراد است، لذا تنها با گذشت اولیای دم قابل رفع است.»
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، سخنگوی قوه قضائیه در نشست هفتگی خود با خبرنگاران، همچنین در پاسخ به پرسش‌ها در مورد اعدام نوجوانان در ایران گفت: «در قوه قضائیه هیچ اعدامی نداریم، چرا که قصاص با اعدام متفاوت است.»!!!!


دارم سعی می کنم خارج شوم . دست و پاهایم هنوز آن تو مانده و بقیهء جاها بیرون رفته اند . کشش نافرمی توی بعضی از اجزای بدنم آزارم می دهد . خیلی سعی کردم بمانم ولی نمی شود .

لیلا | 12:09 PM | به یک عدد کش محکم نیاز داریم (15)