
فیلم " میلیونر زاغه نشین " فیلم خوش پرداختی بود که 8 جایزه اسکار 2009 را از آن خودش کرد . فیلم از آن دسته فیلم های سرگرم کننده ، با پایان شاد و داستان کاملا کلیشه ای ست که وقتی می بینیش دوستش داری ، آزارت نمی دهد و از نوع پایانش خوشحال می شوی . می شود عصر جمعه ای آن را در کنار خانواده و با مقدار خیلی کمی سانسور از شبکه های داخلی تماشا کرد و لذت برد .
مسئله اینست که همهء نکات مثبت فیلم هیچ کدام در حدی نبودند که اینهمه جایزه را درو کند و صرفا فیلم خوبی بود نه بیشتر و نه کمتر .
جایزه های هنر پیشه های نقش اول به " کیت وینسلت " و " شان پن " داده شد . هر دو در فیلم هایی بازی کردند که اقلیت شماری و مظلوم نمایی نوع بشر را به نمایش در آورده . یکی حامی و از ردهء همجنس گرایان است و دیگری ناخواسته و نا آگاه قربانی نسل کشی یهودیان ...
تجربه ء امسال و سالهای قبل نشان می دهد که دست اندرکاران اسکار نیز کم از ما ندارند و سلیقه و معیارهایشان بر چه اساسی ست . من اگر جای تهیه کنندگان و نویسندگان فیلمنامه ها بودم برای بردن جوایز اسکار تا به حال سیاست آنها دستم آمده بود و اگر صرفا جایزه را می خواستم می دانستم چه کار باید بکنم کافی است " آل پاچینو " که آنهمه بازی درخشان در " پدر خوانده " ، " فرانکی و جانی " ، " وکیل مدافع شیطان " ، " بعد از ظهر سگی " و ...داشته و هیچگاه جایزه ای نبرده بیاید و نقش یک کور را در یک فیلم بیمزه بازی کند . کافی ست یک معلول جسمی ، دیوانه و یا عقب مانده توی فیلم باشد .
می توانند از فرمول نژاد پرستی و اقوام مهاجر استفاده کنند . یهودیان بهترین سوژه هستند و خدا را شکر همیشه هم داغ !
و باز هم بهترین کار اینست که گدا گرافی کنند . بدبخت و بیچاره هایی را نشان دهند که مردم هالیوود به خواب هم ندیده اند . چرکی ها و کثیفی هایی را به نمایش در بیاورند که مردم خوشحال دنیا اشک به چشم بیاورند و ته دلشان خوشحال باشند که اینها که فیلم است و احتمالا سورئال و هیچ وقت ندانند که 12 میلیون کودک در هند مجبورند کار کنند ! بلکه خوشحال باشند که چند دانه از بچه های فقیر هند به هالیوود راه یافتند .