آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« گدا گرافی برنده شد ! | صفحه اصلی | قطعه های گمشده »


دوشنبه 12 اسفند 1387
دفترچه ممنوع و بازی وبلاگی

همیشه حسها و افکار پنهانی درون ما وجود دارد که از بازگو کردنشان و یا حتی داشتنشان نزد خودمان احساس گناه می کنیم و یا شرم داریم که آنها را برای کسی بگوییم . زوایای پنهانی از شخصیت و روحیه مان که دوست نداریم کسی به آنها دست پیدا کند و آشکار کردن آنها ممکن است ما را شخصیتی بیمار ، دیوانه و یا ترسناک جلوه دهد . کسی که اخلاقیات و یا حتی وجدان برایش هیچگونه اهمیتی ندارد و نزدیک ترین کسانش ممکن است با پی بردن به پنهانیات او ، از دستش فرار کنند .
دانستن این افکار برای خود من جذاب ترین قسمت " کشف خود " است . حتی خوابهایی که ناشی از اینگونه حسهای مخفی هستند گاهی برای خودم هم عجیبند و غیر قابل کشف . گاهی چیزهایی از گذشته به دستم می افتد که کاملا شگفت زده ام می کند : یک یادداشت کوچک که نمی دانم چرا نوشتمش ، جمله ای توی یک کتاب که زیرش خط کشیده ام و لابد در آن زمان با آن همذات پنداری کرده ام و یا دیدن کسی که راجع بهش حسهای عجیبی داشته ام و حالا همه شان دگر گون شده اند . همیشه دوست داشتم دفترچه ای داشته باشم و اینجور چیزها را که همیشه هم در حال تغییرند تویش ثبت کنم ولی از اینکه روزی کسی آن را بخواند وحشت زده می شوم . دیدن این گوشه های تاریک همهء آدمها برایم جذاب است و با اینکه پیش آمده که کسانی در لحظاتی که خیلی صمیمیت وحشتناکی را حس می کردند و چیزهایی را با من در میان گذاشته اند که کاملا آزارم داده ولی باز هم ترجیحم به دانستن این افکار و کشف کنج های مخفی خودم و آدمهای دور و برم است .

***

چند شب پیش خیلی سردرگم داشتم کتابخانه ام را زیر و رو می کردم و به امید پیدا کردن کتابی بودم که برایم جذاب باشد و کمی هم سرگرم کننده که دست آخر هم دست از پا کوتاهتر روی مبل ولو شدم و شروع به حلاجی کردم . کمی پا را از حدم فراتر گذاشتم و با خودم فکر کردم که الان دوست دارم چه چیزی بخوانم ؟ شاید حتی اگر آن " دفترچهء ممنوع " حاصل از افکار خودم را می داشتم خیلی برایم جالب می بود که بخوانمش ولی چنین چیزی نداشتم و بعد فکر کردم که جذاب ترین کتابی که دوست دارم بخوانم کتابی است ( شاید کمی جادویی و محال ) که من ، آدمهای دور و برم و کسانی که می شناسمشان ، شخصیت های معروف هنری ، سیاسی و فرهنگی و خلاصه تمام کسانی که به نوعی برایم اهمیت دارند افکار،
احساسات و روحیات پنهانی و گناهکارانه و مخفیمان را توی آن نوشته باشیم .

بازی وبلاگی : جذاب ترین کتابی که دوست دارید بخوانید راجع به چیست ؟

پیرو قانون این بازی ها از چند نفر دعوت می کنم ولی هرکس بنویسد برایم خیلی ارزشمند است و به نظرم چیز خوبی از آب در بیاید
سروش در لابیرنتش
کوچه بی دار و درخت
از اون بالا
تصویرها
تا بیخودی
نی زن هاملین
نوشته های مثلا جدی
دوروغ
دیوانه در جهان مسطح
سارا پارسی
آورا
رعنا
فنجان کوچک مهسا
سایه روشن
آسمون ریسمون

لیلا | 12:05 PM | مست پنهانی کنید (17)