آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« می خواهم بزرگم کند | صفحه اصلی | توصیه های ایمنی »


یکشنبه 11 مرداد 1388
سالاد روز

1- اگر به قول یکی از این معترف ها به براندازی ، ووآ و بی بی جان سی خائن نبود به نظرتان می شد این جعبهء مهوع را تحمل کرد ؟
2- این روزها قریب افشار هم برنامهء سیاسی دارد !
3- می گویند " مانترا " را بغلی کرده ایم ! نمی دانم بغلی چیست ولی این بچه حالت میانهء غر ندارد یا آرام خوابیده و یا یک مرتبه جیغ می کشد و گریه می کند ، اگر کسی می تواند این جیغ ها را تحمل کند و بچه را بلند نکند در حالیکه می داند با بغل کردنش آرام می شود یک جای کار و اعصابش می لنگد . کلا اگر می خواهید بفهمید که ما ایرانی ها چقدر صاحب علم و دانش و تز هستیم . بچه دار بشوید . از تز دادن در مورد پ س ت ا ن مادر گرفته تا نوع خوابیدن و میزان شیر و ...همه همه چیز را می دانند و عجیب اینکه چیزهای متفاوتی می دانند .
4- لیلا ف ر و ه ر همیشه برایم سمبل خالتور بود ، تصورش را هم نمی کردم در دنیای سورئال روزی برسد که جلوی تصویر باطبی بخواند !
5- خانوادهء سه نفری برادرم و مادر و پدرم با هواپیما به شیراز می رفتند برای عقد پسر عمو . دختر 5 سال و نیمهء برادرم اولین بار بود که سوار هواپیما می شد و چون اصولا در جریان همهء اخبار هست نگران بود . طبق معمول پروازهای شیراز تاخیر داشتند و وقتی به برادرم زنگ زدم روی صندلیهایشان منتظر نشسته بودند و خلبان داشت صحبت می کرد : " ...بعضی از مسافرین اعتراض داشتند و ناراحت بودند ، آنهایی که ناراحت هستند همین الان می توانند پیاده شوند ..." ...
بالاخره بعد از 2 ساعت تاخیربه شیراز رسیدند وقتی تلفن زدم ، خواستم که با دختر برادرم صحبت کنم . پرسیدم :" هواپیما چطور بود عمه جون ؟" با خوشحالی گفت :" خیلی خوب بود حتی یک بار هم سقوط نکرد ! "
6- می گویند بردنش به خانه ای که استخر هم دارد ! به نظرتان کدام یک از انواع شنا با صندلی چرخدار بهتر است ؟
7- بالاخره فهمیدم سخت ترین کار دنیا چیست !؟ آروغ گرفتن از بچه ای که تمایلی به آروغ زدن ندارد !

لیلا | 04:00 PM | نظرات (53)