
عادت ندارم از خودم دفاع کنم چون معمولا اینجا شبیه پیاده رویی است که مردم می آیند و می روند ، یکی چیزی را لگد می کند ، آن یکی از دیدن ویترینی لذت می برد و دفعهء بعد که می آید و با تغییر مواجه می شود شاکی می شود و ...
من برای خودم می نویسم و با اینکه نظر خواننده برایم خیلی مهم است اما دیدگاهم را تغییر نمی دهد ، دیدگاهی که باعث نوشتن وبلاگ است نه خلق اثر ادبی ست و نه چیز دیگری ، حتی داستانهایم را از روی وب برداشتم تا اگر روزی خواستم کاری باهاشان بکنم زیاد دستمالی نشده باشند .
بگذریم ...اتفاقات اخیرروی هر آدم سالم عقل و سالم روحی تاثیر می گذارد و من هم برخلاف نظر دوست عزیزی که مرحمت فرموده بودند و با کلمات زیبایشان ما را نواخته بودند آنقدرها ببوگلابی نیستم . من اینجا چیزی از آلام روحی و یا احساساتی که دربارهء وطنم و اوضاعش دارم و اخبار سیاسی نمی نویسم چون توی اینترنت به اندازهء کافی اطلاعات در این باره موجود هست و لزومی ندارد کسی برای کسب خبر آدرس لیلا دات کام به ذهنش خطور کند ! در حال حاضر بنده یک مادر تمام وقت هستم و از توی خانه آپدیت می کنم ، اینجا تنها جایی ست که توی این مدت مرا به دنیای بیرون وصل نگه داشته و مانع دلمردگی من بوده . خانهء ما در محدوده ایست که اینترنت پر سرعت سرویس ندارد و بنده اگر در اثر زیاده روی ناشی از احساسات توی وبلاگ ، باعث فیلتر شدنش بشوم دیگر دستم به هیچ جا بند نیست . بعد هم حضرات معترضین خودشان لابد بهتر می دانند که اینترنت فقط وبلاگ نیست و هزار جور محیط دیگر برای فعالیت وجود دارد .
احساس می کنم دارم کار بسیار بی معنی انجام می دهم که خودم را توجیه می کنم ، ولی هیچ کس در شرایط دیگری نیست شما دوست عزیز که می توانید بروید درخیابانها فریاد بزنید ویا اعتراض خودتان را به نحوی نشان بدهید ، باور کنید من تحسینتان می کنم و بدانید که از من خوشبخت ترید که باید کودکی را نگه دارم که برایم از جان عزیزتر است و عمرش به اندازهء عمر جنبشی ست که اگر روزی به ثمر برسد من افسوس خواهم خورد که دستی اینچنین در آن نداشته ام .