آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« کارکرد | صفحه اصلی | با صد هزار مردم تنهایی، بی صد هزار مردم تنهایی »


شنبه 25 دی 1389
قدم خیر

به نیت "حامد"
تا به حال شده فرق یک اتفاق خوب و بد رو درک نکنید ؟ نفهمید که الان اینی که شده حجمی از خوشحالی پشت سرش داره یا غم ؟ قدیمی ها یک اصطلاحی به کار می برند و در این مواقع و خیلی مواقع مشابه می گن : "لابد خیری درش بوده ..."این " لابد " که کلا مسئولیت رو از دوش آدم بر می داره و دیگه لازم نیست مثل ما جدیدی ها یکی بگه :" اه گند زدم " یا " گند زده شد بهم " یا ...و به هر حال بار سنگین این خرابکاری و یا بی مسئولیتی رو بدوش بکشه . بلکه این بار میوفته سمت دیگه ای مثل خدا ، کائنات و یا طبیعت و سرنوشت . این " خیر " ی که لابد تو اتفاق نهفته است یک جور خوشبینی نرم و لرزان و شکننده است که اگرم اتفاق یکهو خیلی تغییر مسیر داد و به سمت بد بد یا خوب خوب پیش رفت هیچ مسئولیتی متوجه گوینده نیست .
یادمه دوستی می گفت : " اتفاق بد یعنی اتفاقی که زمان خودش نیوفته " و راست می گفت مثلا طبیعی ترین اتفاق بد مرگ و مردنه که بالفطره بد نیست ولی اکثرا زمانی رخ میده که از نظر ما وقتش نبوده ، حالا اینو بگیریم و بیایم تا این پایین و به اتفاقات زندگی خودمون فکر کنیم ...بعضی اوقات هم زمان اتفاق همون بهترین وقت برای اونه ( یحتمل ) ولی خب درک ما از زمان کلا چیز پیچیده و خرابیه ، برامون هم قابل قبول نیست که جملهء قدیمی ها رو به کار ببریم و درک کنیم.
ما آدمهای فهمیده تر و پیشرفته تری هستیم از نظر خودمون ولی خب وقتی قرار باشه اتفاقات زندگی همه به نحوی باشن که ما دائم چیز پیچ باشیم و سرعت این اتفاقات هم بنا به سرعت زندگی ( که خیلی تند تر از مال اون قدیمی هاست ) دائما روی این فهمیدگیمون تاثیر بگذاره ، بهتر نیست یه کم جمله رو متعادل و امروزیش کنیم و مثلا بگیم : " این در حال حاضر بهترین اتفاقی بود که می تونست بیوفته !" و توی این شرایط سخت که خیلی هامون به زور کمرمون صاف میشه بیخودی بار اضافی مسئولیت خرابکاری و گند زدگی های بیجایی رو که عملا مسئولش هم نیستیم به دوش نکشیم ؟

لیلا | 10:44 AM | نظرات (163)