آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« لیاقت من 256 کاراکتر است | صفحه اصلی | حفاظت شده »


سه شنبه 21 تیر 1390
ای همه گل‌های از سرما کبود

ای همه گل های از سرما کبود
خنده هاتان را که از لبها ربود؟

مهر هرگز اینچنین غمگین نتافت
باغ هرگز اینچنین تنها نبود

تاج های نازتان بر سر شکست
باد وحشی چنگ زد در سینه تان

صبح می خندد خود آرایی کنید
اشکهای یخ زده آیینه تان

رنگ عطر آویزتان بر باد رفت
عطر رنگ آمیزتان نابود شد

زندگی در لای رگ هاتان فسرد
آتش رخساره هاتان دود شد!

روزگاری شام غمگین خزان
خوشتر از صبح بهارم می نمود

این زمان حال شما حال من است
ای همه گلهای از سرما کبود!

روزگاری چشم پوشیدم ز خواب
تا بخوانم قصه مهتاب را

این زمان دور از ملامت های ماه
چشم می بندم که جویم خواب را!

روزگاری یک تبسم یک نگاه
خوشتر از گرمای صد آغوش بود

این زمان بر هر که دل بستم دریغ
آتش آغوش او خاموش بود

روزگاری هستیم را می نواخت
آفتاب عشق شور انگیز من

این زمان خاموش و خالی مانده است
سینه از آرزو لبریز من

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست
خنده ام را اشک غم از لب ربود

زندگی در لای رگهایم فسرد
ای همه گلهای از سرما کبود...!

فریدون مشیری

آهنگ وبلاگو عوض کردم و خودم خیلی دوستش دارم ، الا ای گودریان این را برای شما می گویم که اگر می خواهید بشنوید مجبورید صفحه را باز کنید ...خلاص

لیلا | 07:25 PM | نظرات (202)