آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« خودآگاه | صفحه اصلی | »


چهارشنبه 23 فروردین 1391
نقطه‌های کور

ده سال است وبلاگ می‌نویسم، کمتر از ده‌بار عاشق شدم، چند بار خواستم درش را تخته کنم، بیش از ده بار موقع نوشتنش گریه کردم، دوستان زیادی داشتم و دارم، بعضی‌شان رفتند، مهاجرت کردند. چندتایشان گم شدند، چندتاشان زندان کشیدند، چند نفر معتاد شدند، چندین نفر جدا شدند، خیلی‌هاشان بچه‌دار شدند مثل خودم، نگران خیلی‌هاشان شدم، چندتایشان فامیل شدند، چندتایشان نزدیک شدند، دیگر مثل آن روزها کسی وبلاگ نمی‌نویسد، مثل آن روزها کسی وبلاگ نمی‌خواند، همه‌چیز سریعتر شده، خلاصه‌تر، نوشته‌ها نوت شده‌اند، کامنت‌ها لایک شده‌اند، آدم‌ها دور شده‌اند. آدم‌ها تنها شده‌اند.
آدم‌ها خلاصه نشدند، بی حوصله شدند، می‌خواهند زود جواب بگیرند و بروند پی زندگیشان، اگر یک خط خواندند و جوابی نگرفتند می‌روند سراغ خانه دیگری. آدم‌ها پرت شده‌اند، هرگدام یک گوشه، گوشه‌های فراوان و هرکدام با یک آدم تویش. نقطه‌های کور. آنوقت‌ها که می‌نوشتی نیمی همذات‌پنداری می‌کردند، الان هرکس یاد بدبختی یا خوشبختی خودش می‌افتد . تنها تنها برای خودش گریه می‌کند یا مثل دیوانه‌ها در تنهاییش می‌خندد. کسی برای کسی وقت ندارد. کسی برای خودش هم وقت ندارد. باید تند تند لایک بزنند و چیزی بگویند و بروند سراغ بعدی، تا روزشان تمام شود. تا نکبت وقت نکند خودش را رو کند. صبح بعدی استاتوس‌های نکبتی بقیه را لایک می‌زنند تا شب. یعنی که خوب نوشتی دوستم! بدبختی‌ات را خوب نقاشی کردی! تا نکبت خودشان هم زیر کامنت‌ها و همدردی‌های نیم‌خطی کمرنگ شود تا صبح بعد.
حیف شد. آن روزها که وبلاگ می‌نوشتم بیشتر برای خودم وقت داشتم و بیشتر برای تو دوستم
...

لیلا | 12:11 AM | نظرات (296)