آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
بیلبیلک

Shakhe Niloofar

پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
خروس
انجمن داستان بیهقی
مجله الکترونیکی عقربه
نوشته ای بر جدایی نادر از سیمین
گهگداري مانترا
نوشته ای بر قهوه تلخ
برای لیلا یا تیله های ما بیهوده نیستند
آن مرد ، معمار است !
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« تولد | صفحه اصلی | فیس بوک »


سه شنبه 24 تیر 1393
سایه‌های چوبی

برای من، داستان‌نویس کسی نیست که پیمانی با خود بسته باشد برای روشنگری و به تبع آن رسالتی بر دوش داشته باشد. برای من نوشتن داستان، آفرینشی هنری‌ست و داستان‌نویس، مانند هر هنرمند دیگری بیش از هر چیز خود و خودخواهی‌اش را در میانه میدان به نمایش می‌گذارد و شاید تنها دلیل دیده‌شدنش، رویکرد یگانه‌اش به مرگ، نیست‌شدن و جان بی‌بهای خودش و دیگران باشد.
آفرینش هنری، جنگی‌ست که جان‌کندن هر روز را و مرگ را به مبارزه می‌خواند و بهانه‌ای می‌شود برای تاب‌آوردن رنج، رنجی ناگزیر، رنج بودن، همین صرف بودن بی‌هیچ دلیلی. و جرأت می‌خواهد با چنین رنجی رو در رو شدن، چشم در چشم شدن. مجموعه داستانی را که در دو سه‌ سال اخیر نوشته‌ام برای انتشار به نشر نوگام
سپردم و بر اساس روش کار این نشر، کتاب در انتظار حمایت است

و روش کار بدین صورت است که نویسنده کتابش را برای انتشار به این نشر می‌سپارد و پس از قبولی در ارزیابی، به مدت سی روز روی سایت قرار می‌گیرد تا از آن حمایت مالی شود، بعد از تکمیل این مبلغ کتاب در سایت منتشر می‌شود و مخاطبین خارج و داخل ایران می‌توانند به آن دسترسی داشته‌باشند.
برای چاپ کتاب به چند دلیل این روش را انتخاب کردم:
- ایده‌های این نشر و نشرهای الکترونیک را دوست دارم.(درباره نوگام را بخوانید)
- داستان‌هایی که نوشتم اروتیک و یا سیاسی نیستند، همه آنها مثل خود زندگی هستند و برای همین لابد مثل خود زندگی چیزهایی دارند که قابل سانسور شدن در ایران هستند و من دوست ندارم تن نوشته‌هایم را به دست این تیغ بسپارم.
- می‌گویند فضای چاپ و نشر خیلی بازتر و بهتر شده ولی من ترجیح می‌دهم کسان دیگری این بازشدگی را امتحان کنند نه من.
- اینکه برای نوشته‌های من در این روزگار یک‌عالم کاغذ مصرف نشود برایم خیلی با ارزش است و اصولا فکر می‌کنم اندیشیدن به وضعیت محیط زیست و کره زمین باید ازهمینجاهای کوچک شروع شود.
- نسل ما بیشتر وقتش در اینترنت و فضاهای مجازی و مدیاهای اینچنین می‌گذرد و اگر قرار است همه‌چیزش به همه‌چیز بیاید خیلی طبیعی‌ست که تفریح، خواندن و نوشتنش هم در همین دنیا باشد.

لیلا | 10:21 PM | نظرات (544)