آدم بايد هر روز مقداري موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشي قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.
(گوته)
پست الکترونیک
leylaa@leylaa.com
 Yahoo Messenger
بایگانی
موضوعی:
قبل از مرگ اول (3)
من (33)
مادرانه (16)
مرگ (5)
نقاشی‌هایم (3)
نوشته‌های پیشین (16)
نیشتو ببند ! (15)
هیچکدام (24)
اندر حکایات من ، آقای "کاف " و درآمد زایی ! (3)
بعد از مرگ اول (58)
دور سوم چرخه (54)
داستان (22)
روزنوشت (94)
ماهانه:
Archives
ببینید
نقاشیهای من

Powered by
Movable Type 2.661
G A R D O O N . I R

Syndicate
XML

L E Y L A A . C O M


« October 2006 | صفحه اصلی | February 2007 »


جمعه 3 آذر 1385
پرواز کوتاه



متناسخیون و بعضی از معتقدین به چیزهای ماوراء الطبیعه جورواجور معتقدند که ما قبل از اینجا انتخاب کردیم که این باشیم و بعد این شدیم ! فی الواقع اگر هم ایچنین باشد من یکی که چیزی به یاد نمی آورم و اگر می دانستم که لا اقل قبل از این کجا بودم ، شاید چیزکی به یاد می آوردم . به هر حال چیزی که مسلم است ، این خود آگاه ما انتخاب نکرده که ایرانی باشد ، در چنین خانواده ای به دنیا بیاید ، این ریختی باشد ، ضریب هوشیش این باشد ، مادرش چنین باشد ، پدرش چنان باشد ، خواهر و برادرش چنان تر باشد و ...
بعد هی که بزرگتر می شویم ، دیگران اجازه می دهند فکر کنیم که عاقل تر شدیم و انتخاب کنیم ، چون آن دیگران هم هیچ وقت از انتخابهایشان و میزان عقلانیتشان مطمئن نشده اند ، باید بگویم از وقتی که این حق انتخاب ها تعدادشان بیشتر و اهمیتشان سنگین تر شد ، دیگر فاتحه تان خوانده شده و در این دنیای بزرگ بیشتر به حال خودتان واگذاشته شدید و تنهاتر شدید . انتظار کمک و همفکری از کسی نداشته باشید ، مثلا اگر می خواهید برای کنکور انتخاب رشته کنید ، مطمئن باشید که هیچ کس بیشتر از شما نمی داند و در آن لحظه هیچ بنی بشری عاقل تر از شما نیست ! مغرور نباشید چون شما در عین گیج و گولی هستید ولی به هر حال در آن لحظه واجد شرایط ترین آدم برای انتخاب هستید .



بغرنج ترین وضعیت در زندگی زمانی ست که عاشق باشیم . چون عاشق انتخاب نمی کند ، خودش را پرتاب می کند . بعد هی شنا می کند ، شنا می کند ، شنا می کند و وقتی به اندازهء کافی از ساحل دور شد و دیگر تا چشم کار می کرد دریای عشق بود و بس ، بر می گردد و پشت سرش را نگاه می کند . توی ساحل یک سبد گذاشته اند و تویش کمی منطق ، میزان قابل توجهی حق انتخاب از هر نوع ، و میزان بسیار زیادی شرایط از هر نوع و ...گذاشته اند . حالا هم باید مسیر رفته را برگردد و هم باید در همان حال که شنا می کند ، فکر کند تا وقتی به ساحل رسید ( اگر رسید ) انتخاب کند ...
همهء قدیمی ها هم گفته اند که ازدواج مهم ترین انتخاب زندگی ست ، چون مسلما همه شان در آن موقعیت اگر هم حتی در تصمیمشان کوچکترین شکی نداشته اند در چیزهای دیگر مربوطه عینهو چی توی گل گیر کرده بودند و بعضی هم هنوز از آن تو در نیامده اند .



یک آدم عاقلی که اسمش را به یاد نمی آورم گفته که عشق دلیل کافی برای تفاهم نیست و من می گویم که راست گفته . ازدواج در
ایران با یک فرد نیست با یک قوم و قبیله و فرهنگ و شکل و شهر و ساختار اجتماعی محکم است . عشق عزیز فقط جزء انتخاب است و بقیه جزء شرایط . برای همهء آدمهای در این شرایط دعا کنیم و برای من هم !
از پروانه پرسیدند : این همه رنگ برای چیست با این عمر کوتاه ؟
گفت : برای یک پرواز کوتاه !

لیلا | 01:31 PM | :)) (27)