
اي سوگوار سبز بهار
اين جامه ي سياه معلق را
چگونه پيوندي است
با سرزمين من ؟
آنكس كه سوگوار كرد خاك مرا
آيا شكست
در رفت و آمد حمل اين همه تاراج ؟
اين سرزمين من چه بي دريغ بود
كه سايه ي مطبوع خويش را
بر شانه هاي ذوالاكتاف پهن كرد
و باغ ها ميان عطش سوخت
و از شانه ها طناب گذر مرد
اين سرزمين من چه بي دريغ بود
ثقل زمين كجاست ؟
من در كجاي جهان ايستاده ام؟
كه ايستاده به درگاه ... ؟
آن شال سبز را ز شانه ي خود بردار
بر گونه هاي تو آيا شيارها
زخم سياه زمستان است ... ؟
در رزيش مداوم اين برف
هرگز نديدمت
زخم سياه گونه ي تو
از چيست ؟
آن شال سبز را ز شانه خود بردار
در چشم من
هميشه زمستان است
مي داني
پرنده را بي دليل اعدام مي كني
در ژرف تو
آينه ايست
كه قفس ها را انعكاس مي دهد
و دستان تو محلولي ست
كه انجماد روز را
در حوضچه ي شب غرق مي كند
اي صميمي
ديگر زندگي را نمي توان
در فرو مردن يك برگ
با شكفتن يك گل
يا پريدن يك پرنده ديد
ما در حجم كوچك خود رسوب مي كنيم
آيا شود كه باز درختان جواني را
در راستاي خيابان
پرورش دهيم
و صندوق هاي زرد پست
سنگين
ز غمنامه هاي زمانه نباشند ؟
در سرزميني كه عشق آهني ست
انتظار معجزه را بعيد مي دانم
باغبان مفلوك چه هديه اي دارد ؟
پرندگان
از شاخه هاي خشك پرواز مي كنند
آن مرد زردپوش
كه تنها و بي وقفه گام مي زند
با كوچه هاي ورود ممنوع
با خانه هاي به اجاره داده مي شود
چه خواهد كرد
سرزميني را كه دوستش مي داريم ؟
پرندگان همه خيس اند
و گفتگويي از پريدن نيست
در سرزمين ما
پرندگان همه خيس اند
در سرزميني كه عشق كاغذي است
انتظار معجزه را بعيد مي دانم
در ميدان هاي سكوت
آدم هاي بي دفاعي را
دار مي زدند
و داروها و آدم هاي آويخته شان
در گاهواره ي مرگ
چون درختي را مي نمودند
كه در انبوهي از سياهي مات فرورفته
و در بهاري جاوديان زندگاني مي كنند
و سكوهاي افتخار
خالي از هر نفر
در لحظه هاي كور
نگاهي سرگردان بود
و عابري كه پيامي داشت
و به سوي ميدان سكوت مي شتافت
خود نيز
درختي خزان زده شد
و شاخه هايش را
ميوه هاي سياه غربت پوشانيد
و چندين لاشخوار
از چوبه هاي خشك دور دست
پرواز كردند
و بر كرسي رنگين نگهبانان نشستند
و اين نيز خود نمايش را پايان نداد
" خسرو گلسرخی "
روز جمعه 22 خرداد ماه من به میر حسین موسوی رای می دهم !
این شعر و موزیک جدید وبلاگم هدیه "يک دوست عزيز" به پری کوچیکیه که قراره بعد از این هیاهو به این دنیا بیاد
امیدوارم که در دنیایی پاکتر و زیباتر و بدون دروغ پا بگذاره ...
[Chorus:]
I'm in love, with a fairytale
even though it hurts,
cause I don't care if I lose my mind
I'm already cursed
Every day, we started fighting
Every night, we fell in love
[ Find more Lyrics on www.mp3lyrics.org/byue ]
no one else could make me sadder
but no one else could lift me high above
I don't know what I was doing
when suddenly we fell apart
nowadays I cannot find her,
but when I do we'll get a brand new start
[Chorus:]
I'm in love, with a fairytale
even though it hurts,
cause I don't care if I lose my mind
I'm already cursed
She's a fairytale, yeah
even though it hurts
cause I don't care if I lose my mind
I'm already cursed
Lyrics: FairyTale, Alexander Rybak [end]